حقوق قضایی
اطلاعات حقوقی


   شوخی های زن متاهل کار دستش داد        

 


ایسنا: زوجی جوان در دادگاه خانواده حضور یافتند و درخواست طلاق توافقی‌شان را به قاضی دادگاه ارائه دادند. مرد جوان که گویی مدت‌ها منتظر ثابت کردن ادعاهایش است، لب به سخن گشود و خطاب به قاضی گفت: رفتارهای همسرم به قدری غیرقابل توجیه است که گاهی اوقات به خود شک می‌کنم که چگونه چنین فردی را به همسری انتخاب کرده‌ام، رفتارهای او به دور از شان یک زن متاهل است.

وی در اثبات ادعاهایش افزود: در خانواده مذهبی بزرگ نشدم اما در خانواده یاد گرفتم که چگونه باید رفتار کرد، اما همسرم هیچگاه به این مسائل اهمیتی نمی‌دهد و برخلاف میل من، هر طور که خود لازم بداند با هر کسی رفتار می‌کند، بدون اینکه نسبت طرف مقابل را در نظر بگیرد.

مرد جوان که 27 سال داشت، بیان کرد: زمانی که با همسرم ازدواج کردم چند تن از دوستان من و او جزیی از خانواده ما شدند طوری که تمامی سفرهای‌مان با همراهی یکدیگر صورت می‌گرفت و متاسفانه شوخی‌های نابجای همسرم از همان ابتدا من را نگران آینده زندگی‌مان کرد و بعد از مدت نه چندان طولانی رفتارهای همسرم به مهمترین معضل زندگی‌مان تبدیل شد.

وی ادامه داد: اوایل زمانی که شاهد رفتارهای همسرم بودم تنها از او می‌خواستم که هم شان و شخصیت خود با هر کسی شوخی کند تا شخصیتش با پاسخ‌های شوخی دیگران جریحه‌دار نشود اما او نگرانی من را بی‌مورد تلقی می‌کرد و معتقد بود که فرد باجنبه‌ای است و می‌تواند پاسخ شوخی‌هایش را تحمل کند در صورتی که نگرانی من چیز دیگری بود اما با همه این موارد سکوت کردم و فکر می‌کردم زمان بهترین حل کننده مشکل است.

مرد جوان یادآور شد: شوخی‌های نابجای همسرم تنها به برخورد با دوستان ختم نشد و به درون خانواده نیز کشیده شد و این مساله به مراتب برای من که در خانواده‌ای بزرگ شده بودم که مهمترین اصل احترام به بزرگتر است بسیار شکننده بود اما باز هم سعی کردم با استفاده از صحبت کردن مشکل را برطرف کنم اما متاسفانه همسرم با لج‌ کردن اجازه نداد ستون‌های زندگی مشترک‌مان استحکام خود را از دست ندهد و فرو نریزد.

زن جوان که سر به زیر داشت در ادامه گفت: [/color]همسرم همیشه تصور می‌کرد که جای پدربزرگ من است و می‌تواند همیشه من را نصیحت کند، بله او درست می‌گوید، من با او لج کردم اما هیچ‌گاه از خود نپرسید که دلیل لج‌بازی‌های من چیست؟ هیچ‌گاه از خود نپرسید که آیا من همسر او هستم یا فردی که نیازمند پند و موعظه است.

وی عنوان کرد: از سه سال گذشته که به عقد او درآمدم احساس کردم که بزرگترین هدفش تربیت دوباره من است و سعی دارد فرد دیگری از من بسازد زیرا من را همان‌طور که بودم قبول نداشت. من ادعا نمی‌کنم که فرد کاملی هستم زیرا همه آدمیان دچار ضعف‌هایی هستند اما او ضعف‌های من را لاینحل تصور می‌کرد.
زن جوان که 25 ساله بود، در حالی که به آرامی گریه می‌کرد، یادآور شد: همسرم مدعی است که رفتارهای من در شان یک زن متاهل نیست در حالی که من ادعای وی را تکذیب می‌کنم. من قبل از دوران تاهل دختر بازی‌گوشی بودم و همسرم به خوبی به این مساله آگاه است و به گفته خودش، او شیفته همین رفتارهای من شده بود و اکنون رفتارهای من ناشایست و باعث آزردگی شوهرم شده است.

وی بیان کرد: با صداقت تمام می‌گویم که رفتارهای همسرم باعث تشدید رفتارهای من شده است، بدین معنی که او اگر همانند پدربزرگ‌ها با من رفتار نمی‌کرد من قطعا در رفتارم که البته به نظر خودم درست اما از دیدگاه همسرم نادرست بود، تجدیدنظر می‌کردم اما اکنون خواهان جدایی هستم زیرا همسرم من را همانگونه که هستم نمی‌خواهد و سعی در تغییر من دارد.

قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین حکمی مبنی بر طلاق برای این زوج جوان صادر نکرد و آنها را به ادامه زندگی دعوت کرد

 

: مرتبه
[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 19:15 ] [ hoghoughsabt ]

    سالها پیش در اوایلِ خدمت قضایی به عنوان دادیار در یکی از شهرستانها، مشغولِ خدمت بودم. در یکی از روزهای تابستان خبر دادند؛ تعداد ۳۶ نفر از محکومین دادگاههای انقلاب سیستان و بلوچستان که با یک دستگاه اتوبوس از زندان مرکزی زاهدان در حال انتقال به زندان مرکزیِ استان محل خدمت ما(۱) بوده اند، در مسیر راه و در نزدیکی شهرستان محل خدمت، ضمن خلع سلاح مأمورین مراقب نیروی انتظامی _ ۲ افسر و ۴ سرباز وظیفه _ فرار کرده اند.

    اطلاعات اولیه از این حکایت داشت که اکثر این زندانیان فراری، دارای محکومیت به حبس ابد یا اعدام در جرایم مواد مخدر بوده و اسلحه های مامورین مراقب را که عبارت بودند از؛ ۴ قبضه اسلحه کلاش(متعلق به ۴ سرباز وظیفه مراقب) و دو قبضه اسلحه کمری(متعلق به دو افسر مراقب) را نیز با خود به سرقت برده بودند.

    خبر این اتفاق در مدت زمان کوتاهی در شهر پیچید، با توجه به فرار محکومان در نزدیکی شهر و بیم حضورآنها _ که بعضاً هم( با اسلحه هایی که از مامورین با خود برده بودند) مسلح بودند _ در شهر و روستاهای اطراف باعث ایجاد رعب و وحشت بی سابقه ای در میان مردم شد.

    پرونده بلافاصله از سوی دادستان شهرستان به بنده ارجاع شد. پرونده ای که تا آن زمان، با آن اهمیت، مورد رسیدگی قرار نداده بودم و در شهرستان محل خدمت نیز چنین پرونده های کیفریِ مهمّی، کمتر مطرح رسیدگی بود.

    در بدو امر، کلیۀ نیروهای انتظامی، بسیج شده و دستورات قاطعی جهت دستگیری محکومان فراری صادر شد. که خوشبختانه و به لطف خدا در کمتر از ۲۴ ساعت أکثر این محکومان  _ جز دو نفر(۲) که یکی از آنها حامل اسلحه کمری یکی از افسران مراقب بود _ در نقاط مختلفی از شهر و روستاهای اطراف به همراه  ۵ قبضه از اسلحه های به سرقت رفته، دستگیر شدند.(۳)

    موضوع آنجا حساسیت بیشتری پیدا کرد که در زمان دستگیری محکومان، از یک نفر از آنها دو بستۀ یک کیلوگرمی تریاک(جمعاً دو کیلوگرم) و از چهار نفر دیگر هر کدام یک بستۀ یک کیلوگرمی تریاک(جمعاً ۴ کیلوگرم) کشف شد. اینکه این محکومان مواد مخدری با این مقدار را از کجا و به چه طریقی بدست آورده بودند، معمای جالب و عجیبی بود.

    تحقیقات وسیع و دقیقی از متهمان، مأمورین مراقب، راننده و کمک راننده اتوبوس به عمل آمد که در نتیجۀ آن مشخص گردید؛ مواد مخدر مکشوفه از محکومان فراری _ ۶ کیلوگرم تریاک _ متعلق به یکی از دو افسر مراقب بوده که در کیف سامسونتش _ برای تحویل به فرد خاصی در مقصد _ جاسازی کرده بود. و بدین نحو به دست محکومان فراری رسیده بود که؛ برخی از محکومان بعد از خلع سلاح مأمورین و قبل از خروج از اتوبوس و فرار، چون احساس کرده بودند برای فرار نیازمند پول هستند، به سراغ کیف سامسونت افسر مراقب رفته و پس از شکسستن کیف، متوجه مواد مخدر موجود در آن می شوند که آنها نیز مواد مخدر را بین خود تقسیم کرده و فرار می کنند. جالب اینکه یکی از محکومان که با دیدن آن همه مواد ذوق زده شده بود با دندانهایش چنان گازی به یکی از بسته های مواد مخدر گرفته بوده که حدود ۵۰ گرم از آن را کنده و بلعیده بود، به طوری که این محکوم بعد از دستگیری به جهت وضعیت نامناسب جسمی سریعاً به بیمارستان منتقل و شستشوی معده داده شد.

    تحقیقات مقدماتی پرونده در مدت زمان کوتاهی انجام و قرار نهایی آن صادر گردید. از نکات بحث برانگیز حقوقی پرونده این بود که یکی از اتهاماتی که به همه محکومانی که از اتوبوس فرار کرده بودند _ در کنار اتهامات دیگر _ تفهیم کردم و در آن خصوص قرار مجرمیت صادرنمودم؛ اتهام "فرار از زندان"(موضوع ماده ۵۴۷ ق.م.ا)(۴) بود. هر چند دادگاه نیز استناد ما را پذیرفت و آنها را به همین اتهام نیز مجرم دانسته و تعیین کیفر نمود، ولی در همان زمان و بعدها نیز در این اندیشه بودم؛ آیا چنین برداشتی از ماده ۵۴۷ ق.م.ا موسع نیست؟ آیا اصولاً فرار زندانی، آن هم نه از داخل زندان بلکه در حین جابجایی از زندانی به زندان دیگر یا از زندان به مراکز درمانی خارج از زندان یا از زندان به مراجع قضایی و انتظامی را می توان مشمول ماده ۵۴۷ ق.م.ا دانست و فرار از زندان تلقی کرد؟ و یا آیا اصولاً چنین مصادیقی از فرار _ درباره خود زندانی _  واجد وصف کیفری می باشد یا خیر؟

    ... اما یقین دارم که اگر اکنون به آن پرونده رسیدگی می کردم هرگز این اتهام را به آنها تفهیم نمی کردم و مصداق آن ماده نمی دانستم و در خصوص "فرار" صرفاً به اعمال ماده ۵۴۸ ق.م.ا درباره مأمورین مراقبِ اهمال کار، بسنده می کردم.   

پی نوشت ها:

    ۱ـ انتقال به منظور نزدیک شدن آن محکومان به محل سکونت خانواده هایشان و تسهیل شرایط ملاقات و مرخصی محکومان موردنظر بود.

    ۲ـ سالها بعد یکی از این دو نفر ـ که اسلحه کمری افسر را هم با خود به سرقت برده بود  ـ در بازرسی از منزلی به همراه اسلحه مسروقه دستگیر شد.

    ۳ـ البته نحوه دستگیری برخی از این محکومان نیز با ماجراهای جالبی همراه بود که وصف آن مجال دیگری می طلبد، به عنوان نمونه؛ یکی از آنها در حالیکه در داخل منبر چوبی مسجدی در یکی از روستاهای اطراف شهر مخفی شده بود دستگیر شد. 

    ۴ـ ماده ۵۴۷ قانون مجازات اسلامی: « هر زنداني كه از زندان يا بازداشتگاه فرا ر نمايد به شلاق تا ( ۷۴) ضربه يا سه تا شش ماه حبس محكوم ميشود و اگربراي فرار درب زندان را شكسته يا آن را خراب كرده باشد ، علاوه برتامين خسارت وارده به هر دو مجازات محكوم خواهد شد.»

"پایان" 

نوشته شده توسط بازپرس عباسی  

: مرتبه
[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 19:00 ] [ hoghoughsabt ]

    امروز سَری به دوست و همکار بسیار بزرگوار و اندیشمندم _ که رئیس یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان است _  زدم. پرونده ای کیفری با موضوع "تخریب کارت سوخت" نظرم را به خود جلب کرد. به دلیل جالب بودن موضوع _ بخصوص استدلالهای دادگاه تجدیدنظر _ مناسب دیدم، آراء صادر شده از سوی محاکم عمومی جزایی و تجدیدنظر استان، در این پرونده را جهت استفاده دوستان در وبلاگ قرار دهم. استدلالهای دادگاه تجدیدنظر به اندازه کافی جامع، دقیق و منطقی می باشد که ما را از هرگونه توضیح و شرحی بی نیاز کند.

شرح مختصر موضوع:

    شاکی پرونده راننده یک آژانس تاکسی تلفنی است، که دارای یک عدد کارت سوخت با سهمیه بنزین یارانه ای مخصوص تاکسی های آژانس می باشد. مدیر آژانس طی گزارش و شرحی به تاکسیرانی شهرداری اعلام می کند که شاکی چون پس از تاریخ خاصی در آژانس فعالیت ندارد، کارت سوخت وی را باطل و افراد دیگری جایگزین شوند. با گزارش مدیر آژانس شهرداری و تاکسیرانی، کارت سوخت شاکی را باطل و سوخت ذخیره موجود در آن را حذف می کنند. به دنبال این اقدام، شاکی علیه مدیر آژانس با عنوان کیفری تخریب عمدی به دادسرا شکایت می کند.

    دادگاه عمومی جزایی شهرستان، به دنبال صدور کیفرخواست از سوی دادسرا ، متهم را به جرم تخریب مستند به ماده 677 قانون مجازات اسلامی(۱) محکوم می کند. در حالیک دادگاه تجدیدنظر موضوع را از وصف مجرمانه تخریب خارج دانسته و حکم به برائت متهم صادر می نماید.

رأی دادگاه عمومی جزایی شهرستان:

    « در خصوص اتهام آقای ... فرزند ... 52 ساله متاهل بی سواد مدیر آژانس ... آزاد با معرفی کفیل و صدور قرار قبولی کفالت با وکالت آقای ... دایر بر تخریب کارت سوخت آقای ... فرزند ... حسب شکایت نامبرده موضوع کیفرخواست شماره 8900318 – 7/12/89 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ... با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده من جمله شکایت شاکی که مفاداً بیان داشته بنده شخصی مستاجر و عیال وار می باشم یک دستگاه ماشین پراید که دارای کارت سوخت آژانس ... بود را از شخصی به نام ... که در آن آژانس فعالیت می نمود با بهای بیشتر از سایر خودروهای همسان به لحاظ دارا بودن کارت سوخت آژانس خریداری نمودم و از آن تاریخ بنده شروع به کار کردن در آن آژانس نمودم و خرج و مخارج خودم و خانواده ام را از آن طریق تهیه می نمودم اما مدیر آژانس با گزارش خلاف واقع به تاکسیرانی اعلام داشته بنده در آن آژانس فعالیت ندارم و تاکسیرانی نیز کارت بنده را ابطال نموده است در حالی که بنده مدام در آژانس کار می کرده ام و دفتر حضور و غیاب و ورود و خروج آژانس ثابت کننده اظهارات بنده می باشد و نامبرده شخصاً یک دستگاه ماشین خریداری و کارت ماشین بنده را به آن اختصاص داده است حال از وی شاکی و تقاضای رسیدگی دارم متهم و وکیل وی نیز بیان داشته اند شخص شاکی در آژانس کار نکرده است و علیرغم تذکرات مکرر وی از سهمیه آژانس استفاده ولی اقدام به حمل مسافر در آژانس ننموده است و به این خاطر اقدام به گزارش علیه وی خطاب به تاکسیرانی و نهایتاً ابطال کارت سوخت وی شده. با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه اولاً طی استشهادیه های ضمیمه پرونده و گواهی گواهان که بیشتر در آژانس فعالیت می نماید شخص شاکی بصورت مستمر در آژانس فعالیت داشته است ثانیاً مدیر آژانس طی نامه ای خطاب به شهرداری(ص 16 پرونده) بیان داشته چون آقای ... از تاریخ 1/7/89 لغایت 3/9/89 در این آژانس فعالیت ندارد کارت سوخت وی را ابطال و افراد دیگری جایگزین شوند در حالی که طبق دفتر ورود و خروج آژانس صفحه 25 پرونده شاکی تاریخ های 7/8/89 حدود شش بار اقدام به حمل مسافر به داخل شهر و در تاریخ 3/7/89 نیز اقدام به حمل مسافر به خارج از شهر سرپل ذهاب نموده است ثالثاً متهم و وکیل وی دفاع موثری در رد اتهام انتسابی به عمل نیاورده اند و با گزارش خلاف واقع خطاب به شهرداری و تاکسیرانی کارت سوخت در ید و تصرف شاکی را از حیز انتفاع خارج و آن را ابطال نموده است دادگاه بزهکاری وی را محرز و مسلم دانسته و مستنداً به ماده 677 قانون مجازات اسلامی با رعایت بند 5 ماده 22 همان قانون(۲) به لحاظ فقد سابقه کیفری متهم مجازات وی را قابل تخفیف و تبدیل دانسته نامبرده را به پرداخت مبلغ ده میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم و اعلام می دارد رای صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان کرمانشاه می باشد.»

 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی ...

رأی دادگاه تجدیدنظر استان:

    «تخریب عبارت است از رفتار فیزیکی که مستقیماً بروی اشیاء منقول یا غیرمنقول که واقع شده و کلاً یا جزعاً سبب تباه کردن، از بین بردن یا از حیز انتفاع ساقط نمودن مال گردد، چنانچه رفتار مادی مزبور عمداً و توام با سوءنیت واقع شود، با اجتماع سایر شرایط مشمول مقررات ماده 677 از قانون مجازات اسلامی خواهد بود، به همین اعتبار گزارش مدیر آژانس ... شهرستان ... به مبادی مربوطه از جمله شهرداری و دایره تاکسیرانی در خصوص غیبت یا استفاده از سهمیه بنزین اختصاص یافته به اموری غیر از جابجایی مسافر در راستای تکالیف محوله بوده است و هرگاه برخلاف واقع بوده باشد و نتیجتاً موجب محرومیت راننده از امتیاز سوخت یارانه ای نیز شده باشد با توجه به ضرورت تفسیر منطقی مطابق با مفاهیم ظاهری الفاظ و التزام به مرعی داشتن تفسیر مضیق متون جزایی و پرهیز از توسیع بلاوجه دامنه ی رفتارهایی که از جانب مقنن توصیف جزایی شده است و با لحاظ دلالت عرفی که راجع به اشیاء و تخریب آنها وجود دارد، نمی توان رفتار مذکور را با عنوان مجرمانه ی تخریب اشیاء متعلق به دیگری منطبق دانست، از این رو تجدیدنظرخواهی آقای ... با وکالت آقای ... نسبت به دادنامه شماره ... صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی(جزایی) شهرستان ... وارد تشخیص داده می شود و از آنجا که رای بدوی منطبق با موازین قانونی صادر نگردیده مستنداً به بند ب ماده 240 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری  و مواد 241 و 248 و بند یک ذیل شق ب از ماده 257 از قانون مرقوم با اعلام نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر برائت تجدیدنظرخواه از اتهام تخریب عمدی صادر و اعلام می گردد، بدیهی است چنانچه عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به هر حقی که بموجب قانون برای افراد ایجاد گردیده به ناروا لطمه ای وارد شود مطابق ماده 1 قانون مسئولیت مدنی و اصول کلی متخذ از قاعده لاضرر مقص یا مسبب در صورت اثبات مراتب مطابق موازین قانونی و از مجاری پیش بینی شده ملزم به جبران آثار ناشی از فعل زیانبار خویش خواهد بود. رای صادره قابل درخواست تجدیدنظر مجدد نیست

شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه

پی نوشت:

۱- ماده ۶۷۷ قانون مجازات اسلامی: « هركس عمدا" اشياء منقول يا غيرمنقول متعلق به ديگري را تخريب نمايد يا به هر نحو كلا" يا بعضا" تلف نمايد و يا از كاراندازد به حبس از شش ماه تا سه سال محكوم خواهد شد.»

۲- بند ۵ ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی: «  ۵- وضع خاص متهم يا سابقه او. »

: مرتبه
[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 18:57 ] [ hoghoughsabt ]

 
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس،‌ ساعت 10 شب چهارشنبه 23 دي امسال مأموران كلانتري 140 باغ فيض از طريق مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران از وقوع يك حادثه با خبر شدند.
مأموران با حضور در يكي از بيمارستان‌هاي غرب تهران دريافتند يك مرد جوان تبعه افغان به دليل نامعلومي پس از انتقال به بيمارستان فوت كرده است.
روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات مأموران از همراهان اين مرد جوان آغاز شد تا اين كه اين افراد مدعي شدند متوفي به يك‌باره بي‌حال شده و فوت كرده است.
وي ادامه داد: اين نكته به شدت مشكوك به نظر رسيد به همين دليل دستور بررسي محل وقوع اين حادثه صادر شد تا در صورت وجود افراد دخيل در مرگ اين مرد اين افراد دستگير شوند.
وي افزود: با حضور در محل حادثه مشخص شد 20 نفر از اتباع افغاني موجود در اين محل مدعي‌اند در حين شوخي با متوفي بوده‌اند كه اين فرد بي‌حال شده و فوت كرده است.
بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران گفت: بيش‌تر اين افراد پس از بررسي‌هاي لازم آزاد شدند اما يكي از آن‌ها كه همگي معتقدند وي بيش‌تر با متوفي شوخي مي‌كرده و يك‌بار هم متوفي را به سمت ديوار هل داده كه در نتيجه آن متوفي با ديوار برخورد كرده است، بازداشت شد.
وي گفت: تحقيقات براي مشخص شدن علت مرگ اين مرد جوان در دست بررسي است.

: مرتبه
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 11:27 ] [ hoghoughsabt ]

 

 

قضات شعبه 74 دادگاه كیفری استان تهران ، امیر را كه متهم است 16 زن و دختر بچه‌ را در منطقه ورامین ربود‌ه و مورد آزار و اذیت قرار داده ‌است به اتهام تجاوز به عنف، آدم ربایی، ایجاد جرح عمدی، تخریب عمدی، ورود به عنف به ملك غیر، فحاشی و توهین به 2 بار اعدام در ملاعام ، 25 سال حبس، 173 ضربه شلاق و پرداخت دیه محكوم كردند

سرپرست دادگاه كیفری استان تهران از ارسال پرونده مرد متهم به آزار و اذیت 16 زن و دختر بچه، آدم ربایی و ضرب و جرح شاكی‌ها به دیوان عالی كشور خبر داد.

محسن افتخاری در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، اظهار كرد: «امیر» 25 ساله، معروف به «چشم آبی» دارای سابقه كیفری با دریافت شكایات متعدد از سوی شاكیان در میان 30 مظنون توسط شاكی‌ها، شناسایی شد.

وی با اشاره به برگزاری جلسه رسیدگی در دادگاه كیفری استان تهران، گفت: «نازنین» 12 ساله، «سیما»10 ساله، «الهه» 32 ساله، «پگاه» 8 ساله، «هدیه» 9 ساله و «لیلا» 20 ساله از جمله شاكیانی بودند كه در جلسه رسیدگی در شعبه 74 دادگاه كیفری استان تهران به تشریح نحوه آزار از سوی متهم پرداختند.

سرپرست دادگاه كیفری استان تهران در ادامه گفت: قضات شعبه 74 دادگاه كیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست، امیر را كه متهم است 16 زن و دختر بچه‌ را در منطقه ورامین ربود‌ه و مورد آزار و اذیت قرار داده ‌است به اتهام تجاوز به عنف، آدم ربایی، ایجاد جرح عمدی، تخریب عمدی، ورود به عنف به ملك غیر، فحاشی و توهین به 2 بار اعدام در ملاعام ، 25 سال حبس، 173 ضربه شلاق و پرداخت دیه محكوم كردند كه این رای با طی تشریفات قانونی با توجه به اعتراض متهم و وكیلش به دیوان عالی كشور ارسال شد.

 

: مرتبه
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 11:25 ] [ hoghoughsabt ]

پرونده متهمان اصلی فساد مالی هفته آینده به دادگاه می رود

رئیس قوه قضائیه از ارسال پرونده متهمان اصلی فساد مالی اخیر در هفته آینده به دادگاه خبر داد و گفت: تلاشهای قوه قضائیه به مرحله‌ای رسیده که تحقیقات مقدماتی بخش عمده پرونده فساد مالی به اتمام رسیده و کیفرخواست تعدادی از متهمان هفته آینده به دادگاه ارسال و دادگاه متهمان اصلی برگزار می شود.

: مرتبه
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 15:49 ] [ hoghoughsabt ]

سرقت ۳۰۰ كيلو طلا در مشهد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 21 دی 1390 ساعت 01:33

"روبه شادی"




سرقت ۳۰۰ كيلو طلا در مشهد

 

سرقت ۳۰۰ كيلو طلا در مشهد

 

به دنبال چندين فقره سرقت مسلحانه از طلافروشي‌هاي مشهد كه منجر به كشته شدن يك طلافروش شده بود، تحقيقات پليس براي دستگيري سارقان مسلح نقابدار آغاز شد و با به دست آمدن سرنخ‌هاي اين جنايت و طلاهاي دزديده شده، سرانجام ماموران سه سارق مسلح را شناسايي و دستگير و از مخفيگاهشان مقادير قابل توجهي سلاح و مهمات از جمله بمب‌هاي دست‌ساز كشف كردند.
سرهنگ عبدالله قاسمي، معاون اجتماعي پليس آگاهي روز گذشته در ارتباط با آخرين پيگيري‌هاي پرونده اين باند تبهكاري گفت: در تحقيق ازسه تبهكار مسلح معلوم شد آنها از سال ۸۳ سرقت‌هاي مسلحانه خود را آغاز كرده و سال گذشته نيز به چندين طلافروشي به صورت مسلحانه دستبرد زده‌اند.

وي افزود: سارقان با ورود به خانه طلافروش‌ها، خانواده آنها را به گروگان گرفته و با گذاشتن چند بمب دست‌ساز در اتاق‌ها، هنگام ترك محل تهديد مي‌كردند بمب‌ها از راه دور كنترل مي‌شود.
۱۶ سرقت مسلحانه از طلافروشي‌‌ها
قاسمي افزود: متهمان در تحقيقات به ۱۶ فقره سرقت از طلافروشي‌ها اعتراف و عنوان كردند در ۲ فقره از سرقت‌ها ناكام بوده‌اند و هر بار پس از سرقت چهره خودشان را گريم مي‌كردند تا شناسايي نشوند.معاون اجتماعي پليس آگاهي تصريح كرد: در بازرسي از خانه متهمان چندين قبضه سلاح از جمله يك وينچستر (نوعي سلاح آمريكايي) كه شيشه‌هاي ضدگلوله را نيز مي‌شكست همراه چندين كلاه‌گيس و اسناد و مدارك جعلي كشف و ضبط شد.
دستگيري بيش از ۱۰۰ متهم
سرهنگ قاسمي اضافه كرد: پس از گذشت نزديك بهسه ماه از زمان دستگيري تبهكاران مسلح كه علاوه بر ده‌ها سرقت مسلحانه مرتكب جنايت نيز شده‌اند، بيش از ۱۰۰ متهم ديگر كه به نوعي در ارتكاب جرايم با آنها مشاركت داشتند يكي پس از ديگري شناسايي و دستگير شدند.
معاون اجتماعي پليس آگاهي خاطرنشان كرد: متهمان در اعترافاتشان گفتند يكي از اعضاي باند در مجاورت يك طلافروشي عمده مغازه‌اي اجاره كرده بود و طبق نقشه قصد داشتند قبل از دستگيري طلافروشي را با بمب منفجر و ۳۰۰ كيلو طلا سرقت كنند.
قاسمي تصريح كرد: سركرده باند مرد ۳۵ ساله‌اي معروف به حاجي است كه پس از هر سرقت سهم بسيار اندكي به همدستانش پرداخت مي‌كرد و براي آنها حقوق ماهانه در نظر گرفته بود.

وي اضافه كرد: افرادي كه در ارتباط با اين باند تبهكاري دستگير شده‌اند، در زمينه تهيه محل، سلاح و خريد و فروش طلاهاي دزدي با آنها همكاري مي‌كرده‌اند و پرونده اعضاي باند در آينده‌اي نزديك با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت به دادگاه ارسال خواهد شد.

معاون اجتماعي پليس آگاهي اظهار كرد: انهدام اين باند يكي از بزرگ‌ترين پرونده‌هاي جنايي در چند سال اخير است و به همين دليل پليس آگاهي با تهيه مستند دستگيري و بازسازي صحنه سرقت‌ها، اين فيلم را تحت عنوان برنامه مستند «مكث» با موضوع اين سهتبهكار امشب از شبكه ۳ سيماي جمهوري اسلامي پخش خواهد كرد تا مردم از نزديك در جريان اقدامات تبهكارانه اين باند مخوف قرار گيرند.

: مرتبه
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 15:48 ] [ hoghoughsabt ]

فرار مرتضي حيدري از کشور تکذيب شد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 21 دی 1390 ساعت 11:44



فرار مرتضي حيدري از کشور تکذيب شد
 

 

البرزنیوز: خروج فرارگونه مرتضي حيدري يکي از مجريان مشهور صداوسيما تکذيب شد.

ديروز يک سايت خبري مدعي شده بود که يک مجري مشهور صداوسيما پس از آشکار شدن ارتباطش با گروه اميرمنصور آريا و اختلاس سه هزار ميليارد توماني کشور را ترک کرده و قصد بازگشت ندارد.

اين گزارش حاکي است سال گذشته نيز شايعه خروج حيدري از کشور خبرساز شد که بلافاصله بخش خبري 20:30 ضمن گفتگوي زنده با او به نوعي اين خبر را تکذيب کرد.

در اين حال يک مقام سازمان صداوسيما گفت: حيدري در خارج ازکشور مشغول تحصيل است و به طور متناوب به محل تحصيل خود رفت و آمد دارد و اين نمي تواند به مفهوم خروج دائم او از کشور باشد.

شايعاتي درباره فعاليت هاي گسترده اقتصادي اين چهره مشهور صداوسيما وجود دارد اما اين نخستين بار است که زمزمه ارتباط حيدري با گروه اميرمنصور آريا مطرح مي شود

آخرين اجراي مرتضي حيدري در سيماي جمهوري اسلامي بر خلاف آنچه برخي سايتهاي خبري مدعي شده اند نه مربوط به سه ماه قبل بلکه به چند شب پيش باز مي گردد.

: مرتبه
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 15:43 ] [ hoghoughsabt ]

فردي كه خواهر همسرش را كشته و دو فرزند او را مجروح كرده بود، به دار مجازات آويخته شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مصطفي بحريني ـ معاون دادستان عمومي و انقلاب شيراز ـ در جمع خبرنگاران با اشاره به اين جنايت تصريح كرد: «كورش.الف» در آذرماه سال گذشته خواهر همسرش با هويت «فرزانه.ف» را به قتل رسانده و بعد از مثله كردن مقتول، طلاهايش را به سرقت برده بود.

وي ادامه داد: متهم بعد از قتل خواهر همسرش دو كودك او به‌نام‌هاي «آريا» و «آرسه» را كه يكي 6 ساله و ديگري 9 ماه بود، به‌شدت مضروب كرده و متواري شده بود.

معاون دادستان شيراز افزود: قاتل با سوءاستفاده از اعتماد مقتول حدود ساعت 11:30 صبح وارد منزل او شده و با استفاده از يك تبر مرتكب قتل فجيع شده بود.

بحريني علت مرگ مقتول را وارد آمدن چندين ضربه تبر از پشت به سر مقتول اعلام و خاطرنشان كرد: قاتل پس از قطع دست مقتول از ناحيه مچ، طلاهاي وي را به سرقت برده بود. او چندين ضربه نيز به سر پسربچه 6 ساله و چندين ضربه تبر به سر دختربچه 9 ماهه وارد كرده بود كه اين ضربات باعث ايراد آسيب‌هاي جدي به اين دو كودك بي‌گناه شده بود اما آنان جان به‌در بردند و كودك 6 ساله به‌عنوان شاهد ماجرا، موضوع را براي ديگران تعريف كرد و در واقع او باعث كشف ماجرا شد.

وي گفت: شعبه دوم دادگاه كيفري استان فارس در كوتاه‌ترين زمان ممكن به پرونده اين متهم رسيدگي و حكم قصاص را صادر كرد كه اين راي پس از تاييد از سوي ديوان عالي كشور و طي تشريفات قانوني، توسط پدر مقتول به مرحله اجرا درآمد.

: مرتبه
[ پنج‌شنبه 28 مهر 1390 ] [ 18:00 ] [ hoghoughsabt ]


مردی كه همسرش را به خاطر ارتباط با فردی به نام رضا قاچاق به قتل رسانده بود، امروز محاكمه شد.

صبح 3 فروردین سال گذشته مرد میانسالی به نام حشمت با مراجعه به كلانتری خزانه، مدعی شد همسر خود را در منزل به قتل رسانده است.

مأموران پلیس با حضور در محل حادثه، با جسد همسر این مرد به نام مریم روبه‌رو شدند كه بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.

پسر این مرد كه در خانه بود به مأموران گفت: پدر و مادرم از گذشته با هم اختلاف داشتند و صبح امروز وقتی خواب بودم با فریاد مادرم بیدار شدم. پدرم بالای سرم آمد و گفت مادرت را با چاقو در حمام كشتم.

با توجه به اقاریر متهم قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد كه صبح امروز در شعبه 71 و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی مورد رسیدگی قرار گرفت.

نماینده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد. والدین مقتول نیز خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند و این در حالی بود كه 2 پسر مقتول از اتهام پدرشان گذشتند.

در ادامه جلسه، متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینكه اتهام را قبول دارد گفت: سال 85 متوجه شدم همسرم دچار انحراف اخلاقی شده است. قبل از اینكه شكایت كنم خودش موضوع را به من گفت و من هم او را بخشیدم.

وی ادامه داد: چند سالی از آن ماجرا گذشته بود كه فهمیدم مریم با یكی از دوستانم به نام «رضا قاچاف» ارتباط برقرار كرده است. روز حادثه موضوع را به همسرم گفتم اما او انكار كرد، ‌من هم او را كشتم.

مادر مریم اظهارات داماد خود را كذب خواند ولی پسر بزرگ حشمت تلویحاً ادعای پدر خود را تأیید كرد.

بعد از اینكه متهم در آخرین دفاعیات باز هم از كار خود دفاع كرد، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.

: مرتبه
[ پنج‌شنبه 14 مهر 1390 ] [ 12:23 ] [ hoghoughsabt ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.