حقوق قضایی
اطلاعات حقوقی

 

 

لاریجانی «قانون حمایت خانواده» را به جای احمدی‌نژاد برای اجرا ابلاغ کرد

مجلس - رئیس مجلس طی نامه‌ای «قانون حمایت خانواده» را به جای رئیس‌جمهور برای اجرا به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ کرد.

به گزارش خبرآنلاین، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای قانون «حمایت از خانواده» را به جای محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری کشورمان ابلاغ کرد.

متن نامه لاریجانی به شرح ذیل است:

جناب آقای محمد سینجلی جاسبی

رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور

با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده «1» قانون مدنی و در اجرای مفاد تبصره ماده «1» قانون مذکور، یک نسخه تصویر «قانون حمایت خانواده» برای درج در روزنامه رسمی ارسال می‌گردد.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

عطف به نامه شماره 68357/36780 مورخ 1/5/1386 در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری‌ اسلامی ‌ایران قانون حمایت خانواده که با عنوان لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ 1/12/1391 و تأیید شورای محترم نگهبان به پیوست ابلاغ می‌گردد.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی

قنون حمایت خانواده

فصل اول ـ دادگاه خانواده

ماده1ـ به ‌ منظور رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی، قوه قضائیه موظف است ظرف سه سال از تاریخ تصویب این قانون در کلیه حوزه ‌ های قضائی شهرستان به تعداد کافی شعبه دادگاه خانواده تشکیل دهد. تشکیل این دادگاه در حوزه ‌ های قضائی بخش

به تناسب امکانات به تشخیص رئیس قوه قضائیه موکول است.

تبصره1ـ از زمان اجرای این قانون در حوزه قضائی شهرستانهایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است تا زمان تشکیل آن، دادگاه عمومی حقوقی مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند.

تبصره2ـ در حوزه قضایی بخش‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به کلیه امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند، مگر دعاوی راجع به اصل نکاح و انحلال آن که در دادگاه خانواده نزدیکترین حوزه قضائی رسیدگی می‌شود.

ماده2ـ دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی‌البدل و قاضی مشاور زن تشکیل می‌گردد. قاضی مشاور باید ظرف سه روز از ختم دادرسی به طور مکتوب و مستدل در مورد موضوع دعوی اظهارنظر و مراتب را در پرونده درج کند. قاضی انشاکننده رأی باید در دادنامه به نظر قاضی مشاور اشاره و چنانچه با نظر وی مخالف باشد با ذکر دلیل نظریه وی را رد کند.

تبصره ـ قوه قضائیه موظف است حداکثر ظرف پنج سال به تأمین قاضی مشاور زن برای کلیه دادگاه‌های خانواده اقدام کند و در این مدت می‌تواند از قاضی مشاور مرد که واجد شرایط تصدی دادگاه خانواده باشد استفاده کند.

ماده3ـ قضات دادگاه خانواده باید متأهل و دارای حداقل چهار سال سابقه خدمت قضائی باشند.

ماده4ـ رسیدگی به امور و دعاوی زیر در صلاحیت دادگاه خانواده است:

1ـ نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن

2ـ نکاح دائم، موقت و اذن در نکاح

3ـ شروط ضمن عقد نکاح

4ـ ازدواج مجدد

5 ـ جهیزیه

6 ـ مهریه

7ـ نفقه زوجه و اجرت‌المثل ایام زوجیت

8 ـ تمکین و نشوز

9ـ طلاق، رجوع، فسخ و انفساخ نکاح، بذل مدت و انقضای آن

10ـ حضانت و ملاقات طفل

11ـ نسب

12ـ رشد، حجر و رفع آن

13ـ ولایت قهری، قیمومت، امور مربوط به ناظر و امین اموال محجوران و وصایت در امور مربوط به آنان

14ـ نفقه اقارب

15ـ امور راجع به غایب مفقودالاثر

16ـ سرپرستی کودکان بی‌سرپرست

17ـ اهدای جنین

18ـ تغییر جنسیت

تبصره ـ به دعاوی اشخاص موضوع اصول 12 و 13 قانون اساسی حسب مورد طبق قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم مصوب 31/4/1312 و قانون رسیدگی به دعاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی مصوب 3/4/1372 مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیدگی می‌شود.

تصمیمات مراجع عالی اقلیت‌های دینی مذکور درامور حسبی و احوال شخصیه آنان از جمله نکاح و طلاق، معتبر و توسط محاکم قضائی بدون رعایت تشریفات، تنفیذ و اجراء می‌گردد.

ماده 5 ـ در صورت عدم تمکن مالی هریک از اصحاب دعوی دادگاه می‌تواند پس از احراز مراتب و با توجه به اوضاع و احوال، وی را از پرداخت هزینه دادرسی، حق‌الزحمه کارشناسی، حق‌الزحمه داوری و سایر هزینه ‌ ها معاف یا پرداخت آنها را به زمان اجرای حکم موکول کند. همچنین در صورت اقتضاء ضرورت یا وجود الزام قانونی دایر بر داشتن وکیل، دادگاه حسب مورد رأساً یا به درخواست فرد فاقد تمکن مالی وکیل معاضدتی تعیین می‌کند.

تبصره ـ افراد تحت پوشش کمیته امداد امام‌خمینی (ره) و مددجویان سازمان بهزیستی کشور از پرداخت هزینه دادرسی معاف می‌باشند.

ماده6 ـ مادر یا هر شخصی که حضانت طفل یا نگهداری شخص محجور را به اقتضاء ضرورت برعهده دارد، حق اقامه دعوی برای مطالبه نفقه طفل یا محجور را نیز دارد. در این ‌ صورت، دادگاه باید در ابتداء ادعای ضرورت را بررسی کند.

ماده7ـ دادگاه می ‌ تواند پیش از اتخاذ تصمیم در مورد اصل دعوی به درخواست یکی از طرفین در اموری از قبیل حضانت، نگهداری و ملاقات طفل و نفقه زن و محجور که تعیین تکلیف آنها فوریت دارد بدون اخذ تأمین، دستور موقت صادر کند. این دستور بدون نیاز به تأیید رئیس حوزه قضائی قابل اجراء است. چنانچه دادگاه ظرف شش ماه راجع به اصل دعوی اتخاذ تصمیم نکند، دستور صادرشده ملغی محسوب و از آن رفع اثر می ‌ شود، مگر آنکه دادگاه مطابق این ماده دوباره دستور موقت صادر کند.

ماده8 ـ رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست و بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام می‌شود.

تبصره ـ هرگاه خواهان خوانده را مجهول ‌ المکان معرفی کند، باید آخرین اقامتگاه او را به دادگاه اعلام کند. دادگاه به طرق مقتضی در این باره تحقیق و تصمیم ‌ گیری می ‌ کند.

ماده9ـ تشریفات و نحوه ابلاغ در دادگاه خانواده تابع مقررات قانون آیین ‌ دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی است، لکن چنانچه طرفین دعوی طرق دیگری از قبیل پست، نمابر، پیام تلفنی و پست الکترونیک را برای این منظور به دادگاه اعلام کنند، دادگاه می ‌ تواند ابلاغ را به آن طریق انجام دهد. در هر صورت، احراز صحت ابلاغ با دادگاه است.

ماده10ـ دادگاه می ‌ تواند برای فراهم ‌ کردن فرصت صلح و سازش جلسه دادرسی را به درخواست زوجین یا یکی از آنان حداکثر برای دو بار به تأخیر اندازد.

ماده11ـ در دعاوی مالی موضوع این قانون، محکومٌ ‌‌ له پس از صدور حکم قطعی و تا پیش از شروع اجرای آن نیز می ‌ تواند از دادگاهی که حکم نخستین را صادر کرده است، تأمین محکوم ‌ ٌبه را درخواست کند.

ماده12ـ در دعاوی و امور خانوادگی مربوط به زوجین، زوجه می ‌ تواند در دادگاه محل اقامت خوانده یا محل سکونت خود اقامه دعوی کند مگر در موردی که خواسته، مطالبه مهریه غیرمنقول باشد.

ماده13ـ هرگاه زوجین دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده را علیه یکدیگر در حوزه ‌ های قضائی متعدد مطرح کرده باشند، دادگاهی که دادخواست مقدم به آن داده شده است صلاحیت رسیدگی را دارد. چنانچه دو یا چند دادخواست در یک روز تسلیم شده باشد، دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای زوجه را دارد به کلیه دعاوی رسیدگی می ‌ کند.

ماده14ـ هرگاه یکی از زوجین مقیم خارج از کشور باشد، دادگاه محل اقامت طرفی که در ایران اقامت دارد برای رسیدگی صالح است. اگر زوجین مقیم خارج از کشور باشند ولی یکی از آنان در ایران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت فرد ساکن در ایران و اگر هر دو در ایران سکونت موقت داشته باشند، دادگاه محل سکونت موقت زوجه برای رسیدگی صالح است. هرگاه هیچ ‌ یک از زوجین در ایران سکونت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحیت رسیدگی را دارد، مگر آنکه زوجین برای اقامه دعوی در محل دیگر توافق کنند.

ماده15ـ هرگاه ایرانیان مقیم خارج از کشور امور و دعاوی خانوادگی خود را در محاکم و مراجع صلاحیتدار محل اقامت خویش مطرح کنند، احکام این محاکم یا مراجع در ایران اجراء نمی ‌ شود مگر آنکه دادگاه صلاحیتدار ایرانی این احکام را بررسی و حکم تنفیذی صادر کند.

تبصره ـ ثبت طلاق ایرانیان مقیم خارج از کشور در کنسولگری‌های جمهوری اسلامی ایران به درخواست کتبی زوجین یا زوج با ارائه گواهی اجرای صیغه طلاق توسط اشخاص صلاحیـتدار که با پیشنهـاد وزارت امور خارجه و تصویب رئیس قوه قضائیه به کنسولگری‌ها معرفی می‌شوند امکان‌پذیر است. ثبت طلاق رجعی منوط به انقضای عده است.

در طلاق بائن نیز زوجه می ‌ تواند طلاق خود را با درخواست کتبی و ارائه گواهی اجرای صیغه طلاق توسط اشخاص صلاحیتدار فوق در کنسولگری ثبت نماید.

در مواردی که طلاق به درخواست زوج ثبت می ‌ گردد، زوجه می ‌ تواند با رعایت این قانون برای مطالبه حقوق قانونی خود به دادگاه‌های ایران مراجعه نماید.

فصل دوم ـ مراکز مشاوره خانوادگی

ماده16ـ به منظور تحکیم مبانی خانواده و جلوگیری از افزایش اختلافات خانوادگی و طلاق و سعی در ایجاد صلح و سازش، قوه قضائیه موظف است ظرف سه سال از تاریخ لازم ‌ الاجراء شدن این قانون مراکز مشاوره خانواده را در کنار دادگاههای خانواده ایجاد کند.

تبصره ـ در مناطقی که مراکز مشاوره خانواده وابسته به سازمان بهزیستی وجود دارد دادگاهها می ‌ توانند از ظرفیت این مراکز نیز استفاده کنند.

ماده17ـ اعضای مراکز مشاوره خانواده از کارشناسان رشته ‌ های مختلف مانند مطالعات خانواده، مشاوره، روان ‌ پزشکی، روان ‌ شناسی، مددکاری اجتماعی، حقوق و فقه و

مبانی حقوق اسلامی انتخاب می ‌ شوند و حداقل نصف اعضای هر مرکز باید از بانوان متأهل واجد شرایط باشند. تعداد اعضاء، نحوه انتخاب، گزینش، آموزش و نحوه رسیدگی به تخلفات اعضای مراکز مشاوره خانواده، شیوه انجام وظایف و تعداد این مراکز و نیز تعرفه خدمات مشاوره ‌ ای و نحوه پرداخت آن به موجب آیین ‌ نامه ‌ ای است که ظرف شش ماه پس ‌ از لازم‌الاجراء شدن این قانون به‌وسیله وزیر دادگستری تهیه می‌شود و به تصویب رئیس قوه قضائیه می‌رسد.

ماده18ـ در حوزه ‌ های قضائی که مراکز مشاوره خانواده ایجاد شده است، دادگاه خانواده می ‌ تواند در صورت لزوم با مشخص ‌ کردن موضوع اختلاف و تعیین مهلت، نظر این مراکز را در مورد امور و دعاوی خانوادگی خواستار شود.

ماده19ـ مراکز مشاوره خانواده ضمن ارائه خدمات مشاوره ‌ ای به زوجین، خواسته‌های دادگاه را در مهلت مقرر اجراء و در موارد مربوط سعی در ایجاد سازش می ‌ کنند. مراکز مذکور در صورت حصول سازش به تنظیم سازش ‌ نامه مبادرت و در غیر این ‌ صورت نظر کارشناسی خود در مورد علل و دلایل عدم سازش را به ‌ طور مکتوب و مستدل به دادگاه اعلام می ‌ کنند.

تبصره ـ دادگاه با ملاحظه نظریه کارشناسی مراکز مشاوره خانواده به تشخیص خود مبادرت به صدور رأی می‌کند.

فصل سوم ـ ازدواج

ماده20ـ ثبت نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح

یا طلاق الزامی است.

ماده21ـ نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در جهت محوریت و استواری روابط خانوادگی، نکاح دائم را که مبنای تشکیل خانواده است مورد حمایت قرار می‌دهد. نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است و ثبت آن در موارد زیر الزامی است:

1ـ باردارشدن زوجه

2ـ توافق طرفین

3ـ شرط ضمن عقد

تبصره ـ ثبت وقایع موضوع این ماده و ماده (20) این قانون در دفاتر اسناد رسمی ازدواج یا ازدواج و طلاق مطابق آیین ‌ نامه ‌ ای است که ظرف یک ‌ سال با پیشنهاد وزیر دادگستری به تصویب رئیس قوه قضائیه می ‌ رسد و تا تصویب آیین ‌ نامه مذکور، نظام ‌ نامه ‌ های موضوع ماده (1) اصلاحی قانون راجع به ازدواج مصوب 29/2/1316 کماکان به قوت خود باقی است.

ماده22ـ هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا یکصد و ده سکّه تمام بهارآزادی یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول مقررات ماده(2) قانون اجرای محکومیت‌های مالی است. چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است. رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است.

ماده23ـ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است ظرف یک ‌ ماه از تاریخ لازم ‌‌ الاجراءشدن این قانون بیماری‌هایی را که باید طرفین پیش از ازدواج علیه آنها واکسینه شوند و نیز بیماری‌های واگیردار و خطرناک برای زوجین و فرزندان ناشی از ازدواج را معین و اعلام کند. دفاتر رسمی ازدواج باید پیش از ثبت نکاح گواهی صادرشده از سوی پزشکان و مراکز مورد تأیید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دال بر عدم اعتیاد به مواد مخدر و عدم ابتلاء به بیماری‌های موضوع این ماده ویا واکسینه شدن طرفین نسبت به بیماری‌های مذکور را از آنان مطالبه و بایگانی کنند.

تبصره ـ چنانچه گواهی صادرشده بر وجود اعتیاد و یا بیماری دلالت کند، ثبت نکاح در صورت اطلاع طرفین بلامانع است. در مورد بیماری‌های مسری و خطرناک که نام آنها به ‌ وسیله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعیین و اعلام می ‌ شود، طرفین جهت مراقبت و نظارت به مراکز تعیین ‌ شده معرفی می ‌ شوند. در مواردی که بیماری خطرناک زوجین به تشخیص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منجر به خسارت به جنین باشد، مراقبت و نظارت باید شامل منع تولید نسل نیز باشد.

فصل چهارم ـ طلاق

ماده24ـ ثبت طلاق و سایر موارد انحلال نکاح و نیز اعلام بطلان نکاح یا طلاق در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق حسب مورد پس از صدور گواهی عدم امکان سازش یا حکم مربوط از سوی دادگاه مجاز است.

ماده25ـ درصورتی که زوجین متقاضی طلاق توافقی باشند، دادگاه باید موضوع را به مرکز مشاوره خانواده ارجاع دهد. در این موارد طرفین می ‌ توانند تقاضای طلاق توافقی را از ابتداء در مراکز مذکور مطرح کنند.

در صورت عـدم انصراف متقاضی از طلاق، مرکز مشاوره خانواده موضوع را با مشخص ‌ کردن موارد توافق جهت اتخاذ تصمیم نهائی به دادگاه منعکس می‌کند.

ماده26ـ در صورتی که طلاق، توافقی یا به درخواست زوج باشد، دادگاه به صدور گواهی عدم امکان سازش اقدام و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد، مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مبادرت می‌کند.

ماده27ـ در کلیه موارد درخواست طلاق، به جز طلاق توافقی، دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش موضوع را به داوری ارجاع کند. دادگاه در این موارد باید با توجه به نظر داوران رأی صادر و چنانچه آن را نپذیرد، نظریه داوران را با ذکر دلیل رد کند.

ماده28ـ پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری، هریک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب متأهل خود را که حداقل سی ‌ سال داشته و آشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند.

تبصره1ـ محارم زوجه که همسرشان فوت کرده یا از هم جدا شده باشند، درصورت وجود سایر شرایط مذکور در این ماده به عنوان داور پذیرفته می‌شوند.

تبصره2ـ درصورت نبود فرد واجد شرایط در بین اقارب یا عدم دسترسی به ایشان یا استنکاف آنان از پذیرش داوری، هریک از زوجین می ‌ توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند. درصورت امتناع زوجین از معرفی داور یا عدم توانایی آنان دادگاه، خود یا به درخواست هریک از طرفین به تعیین داور مبادرت می ‌ کند.

ماده29ـ دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت‌المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (336) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می ‌ کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکومٌ ‌‌ به نیز ثبت می ‌ شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می ‌ تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

ماده30ـ در مواردی که زوجه در دادگاه ثابت کند به امر زوج یا اذن وی از مال خود برای مخارج متعارف زندگی مشترک که برعهده زوج است هزینه کرده و زوج نتواند قصد تبرع زوجه را اثبات کند، می‌تواند معادل آن را از وی دریافت نماید.

ماده31ـ ارائه گواهی پزشک ذی ‌ صلاح درمورد وجود جنین یا عدم آن برای ثبت طلاق الزامی است، مگر آنکه زوجین بر وجود جنین اتفاق نظر داشته باشند.

ماده32ـ در مورد حکم طلاق، اجرای صیغه و ثبت آن حسب مورد منوط به انقضای مهلت فرجام ‌ خواهی یا ابلاغ رأی فرجامی است.

ماده33ـ مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی یا انقضای مهلت فرجام ‌ خواهی است. هرگاه حکم طلاق از سوی زوجه به دفتر رسمی ازدواج و طلاق تسلیم شود، در صورتی که زوج ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ مراتب در دفترخانه حاضر نشود، سردفتر به زوجین ابلاغ می ‌ کند برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوج و عدم اعلام عذر از سوی وی یا امتناع او از اجرای صیغه، صیغه طلاق جاری و ثبت می‌شود و مراتب به زوج ابلاغ می‌گردد. در صورت اعلام عذر از سوی زوج، یک نوبت دیگر به ترتیب مذکور از طرفین دعوت به‌عمل می ‌ آید.

تبصره ـ دادگاه صادرکننده حکم طلاق باید در رأی صادرشده بر نمایندگی سردفتر در اجرای صیغه طلاق در صورت امتناع زوج تصریح کند.

ماده34ـ مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش برای تسلیم به دفتر رسمی ازدواج و طلاق سه ماه پس از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی ‌ شدن رأی است. چنانچه گواهی مذکور ظرف این مهلت تسلیم نشود یا طرفی که آن را به دفترخانه رسمی طلاق تسلیم کرده است ظرف سه ماه از تاریخ تسلیم در دفترخانه حاضر نشود یا مدارک لازم را ارائه نکند، گواهی صادرشده از درجه اعتبار ساقط است.

تبصره ـ هرگـاه گواهی عـدم امکان سازش صادرشده بر اساس توافق زوجین به حکم قانون از درجه اعتبار ساقط شود کلیه توافقاتی که گواهی مذکور بر مبنای آن صادر شده است ملغی می ‌ گردد.

ماده35ـ هرگاه زوج در مهلت مقرر به دفتر رسمی ازدواج و طلاق مراجعه و گواهی عدم امکان سازش را تسلیم کند، درصورتی که زوجه ظرف یک هفته در دفترخانه حاضر نشود سردفتر به زوجین اخطار می ‌ کند برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه حاضر شوند. درصورت عدم حضور زوجه صیغه طلاق جاری و پس از ثبت به وسیله دفترخانه مراتب به اطلاع زوجه می‌رسد.

تبصره ـ فاصله بین ابلاغ اخطاریه و جلسه اجرای صیغه در این ماده و ماده (34) این قانون نباید از یک هفته کمتر باشد. در مواردی که زوج یا زوجه مجهول ‌ المکان باشند، دعوت از شخص مجهول ‌ المکان از طریق نشر آگهی در جراید کثیر ‌ الانتشار یا هزینه درخواست ‌ کننده به وسیله دفترخانه به عمل می ‌ آید.

ماده36ـ هرگاه گواهی عدم امکان سازش بنا بر توافق زوجین صادر شده باشد، درصورتی ‌ که زوجه بنا بر اعلام دادگاه صادرکننده رأی و یا به موجب سند رسمی در اجرای صیغه طلاق وکالت بلاعزل داشته باشد، عدم حضور زوج، مانع اجرای صیغه طلاق و ثبت آن نیست.

ماده37ـ اجرای صیغه طلاق با رعایت جهات شرعی در دفترخانه یا در محل دیگر و با حضور سردفتر انجام می ‌ گیرد.

ماده38 ـ در طلاق رجعی، صیغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاری و مراتب صورتجلسه می ‌ شود ولی ثبت طلاق منوط به ارائه گواهی کتبی حداقل دو شاهد مبنی بر سکونت زوجه مطلّقه در منزل مشترک تا پایان عده است، مگر این ‌ که زن رضایت به ثبت داشته باشد. در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال و درصورت عدم رجوع صورتجلسه تکمیل و طلاق ثبت می ‌ شود. صورتجلسه تکمیل ‌ شده به امضای سردفتر، زوجین یا نمایندگان آنان و دو شاهد طلاق می ‌ رسد. در صورت درخواست زوجه، گواهی اجرای صیغه طلاق و عدم رجوع زوج به وی اعطاء می ‌ شود. در هر حال درصورت انقضای مدت عده و عدم احراز رجوع، طلاق ثبت می‌شود.

ماده39ـ در کلیه موارد، قطعی و قابل اجراء بودن گواهی عدم امکان سازش یا حکم طلاق باید از سوی دادگاه صادرکننده رأی نخستین گواهی و همزمان به دفتر رسمی ازدواج و طلاق ارائه شود.

فصل پنجم ـ حضانت و نگهداری اطفال و نفقه

ماده40ـ هرکس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی ‌ نفع و به ‌ دستور دادگاه صادرکننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می ‌ شود.

ماده41ـ هرگاه دادگاه تشخیص دهد توافقات راجع به ملاقات، حضانت، نگهداری و سایر امور مربوط به طفل برخلاف مصلحت او است یا در صورتی که مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند ویا مانع ملاقات طفل تحت حضانت با اشخاص ذی ‌ حق شود، می ‌ تواند در خصوص اموری از قبیل واگذاری امر حضانت به دیگری یا تعیین شخص ناظر با پیش ‌ بینی حدود نظارت وی با رعایت مصلحت طفل تصمیم مقتضی اتخاذ کند.

تبصره ـ قوه قضائیه مکلف است برای نحوه ملاقات والدین با طفل ساز و کار مناسب با مصالح خانواده و کودک را فراهم نماید.

آیین‌نامه اجرائی این ماده ظرف شش‌ماه توسط وزارت دادگستری تهیه می‌شود و به تصویب رئیس قوه قضائیه می ‌ رسد.

ماده42ـ صغیر و مجنون را نمی‌توان بدون رضایت ولی، قیم، مادر یا شخصی که حضانت و نگهداری آنان به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بین طرفین یا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل دیگر یا خارج از کشور فرستاد، مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون بداند و با درنظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذی‌حق این امر را اجازه دهـد. دادگاه درصـورت موافقت با خـارج کردن صغیـر و مجنون از کشور، بنابر درخواست ذی‌نفع، برای تضمین بازگرداندن صغیر و مجنون تأمین مناسبی اخذ می‌کند.

ماده43ـ حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادسـتان، اعطای حضـانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.

ماده44ـ درصورتی که دستگاههای اجرائی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 8/7/1386، ملزم به تسلیم یا تملیک اموالی به صغیر یا سایر محجوران باشند، این اموال با تشخیص دادستان در حدود تأمین هزینه ‌ های متعارف زندگی باید

در اختیار شخصی قرار گیرد که حضانت و نگهداری محجور را عهده ‌ دار است، مگر آنکه دادگاه به نحو دیگری مقرر کند.

ماده45ـ رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاهها و مقامات اجرائی الزامی است.

ماده46ـ حضور کودکان زیر پانزده سال در جلسات رسیدگی به دعاوی خانوادگی جز در موارد ضروری که دادگاه تجویز می ‌ کند ممنوع است.

ماده47ـ دادگاه در صورت درخواست زن یا سایر اشخاص واجب ‌ النفقه، میزان و ترتیب پرداخت نفقه آنان را تعیین می ‌ کند.

تبصره ـ درمورد این ماده و سایر مواردی که به ‌ موجب حکم دادگاه باید وجوهی به‌طور مستمر از محکومٌ ‌‌ علیه وصول شود یک بار تقاضای صدور اجرائیه کافی است و عملیات اجرائی مادام که دستور دیگری از دادگاه صادر نشده باشد ادامه می ‌ یابد.

فصل ششم ـ حقوق وظیفه و مستمری

ماده48ـ میزان حقوق وظیفه یا مستمری زوجه دائم متوفی و فرزندان و سایر وراث قانونی وی و نحوه تقسیم آن در تمام صندوقهای بازنشستگی اعم از کشوری، لشکری ، تأمین اجتماعی و سایر صندوقهای خاص به ترتیب زیر است:

1ـ زوجه دائم متوفی از حقوق وظیفه یا مستمری وی برخوردار می ‌ گردد و ازدواج وی مانع دریافت حقوق مذکور نیست و درصورت فوت شوهر بعدی و تعلق حقوق به زوجه در اثر آن، بیشترین مستمری ملاک عمل است.

تبصره ـ اگر متوفی چند زوجه دائم داشته باشد حقوق وظیفه یا مستمری به تساوی بین آنان و سایر وراث قانونی تقسیم می ‌ شود.

2ـ دریافت حقوق بازنشستگی یا از کارافتادگی، مستمری از کارافتادگی یا بازنشستگی حسب مورد توسط زوجه متوفی مانع از دریافت حقوق وظیفه یا مستمری متوفی نیست.

3ـ فرزنـدان اناث در صـورت نداشتن شغل یا شوهر و فرزندان ذکور تا سن بیست سالگی و بعد از آن منحصراً درصورتی که معلول از کار افتاده نیازمند باشند یا اشتغال به تحصیلات دانشگاهی داشته باشند حسب مورد از کمک هزینه اولاد، بیمه و مستمری بازماندگان یا حقوق وظیفه والدین خود برخوردار می‌گردند.

4ـ حقوق وظـیفه یا مستمری زوجـه دائم و فرزندان و سـایر وراث قانونی کلیه کارکنان شاغل و بازنشـسته مطابق ماده (87) قانون استخدام کشوری مصوب 31/3/1345 و اصلاحات بعدی آن و با لحاظ ماده (86) همان قانون و اصلاحیه ‌ های بعدی آن، تقسیم و پرداخت می ‌ گردد.

تبصره ـ مقررات این ماده در مورد افرادی که قبل از اجراء شدن این قانون فوت شده‌اند نیز لازم‌الاجراست.

فصل هفتم ـ مقررات کیفری

ماده49ـ چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم می ‌ شود. این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.

ماده50 ـ هرگاه مردی برخلاف مقررات ماده (1041) قانون مدنی ازدواج کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. هرگاه ازدواج مذکور به مواقعه منتهی به نقص عضو یا مرض دائم زن منجر گردد، زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه پنج و اگر به مواقعه منتهی به فوت زن منجر شود، زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه چهار محکوم می ‌ شود.

تبصره ـ هرگاه ولی قهری، مادر، سرپرست قانونی یا مسؤول نگهداری و مراقبت و تربیت زوجه در ارتکاب جرم موضوع این ماده تأثیر مستقیم داشته باشند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می ‌ شوند. این حکم در مورد عاقد نیز مقرر است.

ماده51 ـ هر فرد خارجی که بدون اخذ اجازه مذکور در ماده (1060) قانون مدنی و یا بر خلاف سایر مقررات قانونی با زن ایرانی ازدواج کند به حبس تعزیری درجه پنج محکوم می ‌ شود.

ماده52 ـ هرکس در دادگاه زوجیت را انکار کند و سپس ثابت شود این انکار بی‌اساس بوده است یا برخلاف واقع با طرح شکایت کیفری یا دعوای حقوقی مدعی زوجیت با دیگری شود به حبس تعزیری درجه شش ویا جزای نقدی درجه شش محکوم می ‌ شود.

این حکم درمورد قائم مقام قانونی اشخاص مذکور نیز که با وجود علم به زوجیت، آن را در دادگاه انکار کند یا علی ‌ رغم علم به عدم زوجیت با طرح شکایت کیفری یا دعوای حقوقی مدعی زوجیت گردد، جاری است.

ماده53 ـ هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب ‌ النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می ‌ شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می ‌ شود.

تبصره ـ امتناع از پرداخت نفقه زوجه ‌ ای که به موجب قانون مجاز به عدم تمکین است و نیز نفقه فرزندان ناشی از تلقیح مصنوعی یا کودکان تحت سرپرستی مشمول مقررات این ماده است.

ماده54 ـ هرگاه مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی ‌ حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود.

ماده55 ـ هر پزشکی که عامداً بر خلاف واقع گواهی موضوع مواد (23) و (31) این قانون را صادر یا با سوء ‌ نیت از دادن گواهی مذکور خودداری کند، بار اول به محرومیت درجه شش موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به طبابت و بار دوم و بالاتر به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود.

ماده56 ـ هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی موضوع مواد (23) و (31) این قانون یا بدون اخذ اجازه ‌ نامه مذکور در ماده (1060) قانون مدنی یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات ماده (1041) قانون مدنی به ثبت ازدواج اقدام کند یا بدون حکم دادگاه یا گواهی عدم امکان سازش یا گواهی موضوع ماده (40) این قانون یا حکم تنفیذ راجع به احکام خارجی به ثبت هریک از موجبات انحلال نکاح یا اعلام بطلان نکاح یا طلاق مبادرت کند، به محرومیت درجه چهار موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم می‌شود.

ماده57 ـ آیین ‌ نامه اجرائی این قانون بنا بر پیشنهاد وزیر دادگستری به تصویب رئیس قوه قضائیه می ‌ رسد.

ماده58 ـ از تاریخ لازم ‌ الاجراءشدن این قانون، قوانین زیر نسخ می ‌ گردد:

1ـ قانون راجع به ازدواج مصوب 23/5/1310

2ـ قانون راجع به انکار زوجیت مصوب 20/2/1311

3ـ قانون اصلاح مواد (1) و (3) قانون ازدواج مصوب 29/2/1316

4ـ قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج مصوب 13/9/1317

5 ـ قانون اعطاء حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها مصوب 6/5/1364

6 ـ قانون مربوط به حق حضانت مصوب 22/4/1365

7ـ قانون الزام تزریق واکسن ضدکزاز برای بانوان قبل از ازدواج مصوب 23/1/1367

8 ـ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 21/12/1371 به جز بند (ب) تبصره (6) آن و نیز قانون تفسیر تبصره ‌ های «3» و «6» قانون مذکور مصوب 3/6/1373

9ـ مواد (642)، (645) و (646) قانون مجازات اسلامی مصوب 2/3/1375

10ـ قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل بیست و یکم (21) قانون اساسی مصوب 8/5/1376

11ـ قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش مصوب ‌ 11/8/1376

قانون فوق مشتمل بر پنجاه و هشت ماده درجلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ اول اسفندماه یکهزار و سیصد و نود و یک مجلس ‌شورای ‌اسلامی تصویب شد و در تاریخ 9/12/1391 به تأیید شورای‌نگهبان رسید.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی

: مرتبه
[ دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 ] [ 17:06 ] [ hoghoughsabt ]

محدودیت‌های قانونی جهت برگزاری آزمون سردفتری اسناد رسمی

محدودیت‌های قانونی جهت برگزاری آزمون سردفتری اسناد رسمی Reviewed by مدير on Apr 7Rating: 4.5محدودیت‌های قانونی جهت برگزاری آزمون سردفتری اسناد رسمی محدودیت‌های قانونی جهت برگزاری آزمون سردفتری اسناد رسمی

تشکل‌ها و نظام‌های صنفی – سردفتری اســـناد رسمی از جمله مشاغلی است که به دلیل نوع کار و البته درآمد مناسب، جزء اولین اولویت‌های فارغ‌التحصیلان رشته حقوق برای انتخاب شغل قرار دارد. با این وجود برگزار نشدن آزمون سردفتری در سه‌سال گذشته از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سبب ایجاد ابهامات زیادی برای متقاضیان ورود به این حرفه شده است.
عدم برگزاری این آزمون در شرایطی است که در سال‌های ۸۵ تا ۸۷ شاهد گسترش زیاد دفترخانه‌ها بودیم و بیش از نیمی از دفترخانه‌های موجود در این چند سال مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند.

در این رابطه بسیاری از متقاضیان ورود به حرفه سردفتری اسناد رسمی که عمدتاً فارغ‌التحصیلان رشته حقوق بوده در تماس با نشریه بازارکار جویای نحوه و زمان برگزاری این آزمون هستند که این موضوع ما را برآن داشت تا در گفت‌وگو با محمدمهدی انجم شعاع، سرپرست معاونت امور اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور آخرین وضعیت برگزاری این آزمون و جذب سردفتران اسناد رسمی را جویا شویم.

■ در حال حاضر چه تعداد سردفتر اسناد رسمی در دفترخانه‌های کشور مشغول کارند؟
□ طبق آمار، در حال حاضر بیش از ۷ هزار دفترخانــــه اسناد رسمی در کشور فعالیت دارند. البته این همواره دچار تغییراتی است. مثلاً تعدادی سردفتر داریم که پروانه فعالیت گرفته‌اند، اما به دلایل گوناگون تاکنون در مکانی مستقر نشده‌اند. همچنین تعدادی دفترخانه نیز تحت کفالت دفترخانه دیگری اداره می‌شوند وکارهای ضروری آن دفترخانه همانند استعلام‌ها، فسخ و اقاله اسناد را انجام می‌دهد.
■ چه معیاری برای تعیین دفاتر مورد نیاز هرمنطقه وجود دارد؟
□ تعداد دفترخانه‌های اسناد رسمی، براساس معیارهایی که در قانون ذکر شده تعیین می‌شود. در ماده ۵ قانون دفاتر اسناد رسمی و سردفتران آمده است که در شهرها برای حداقـــــل ۱۵ هزار و حداکثر ۲۰ هزار نفر جمعیت یک مجوز دفترخانه اسناد رسمی صادر شود.
البته در مناطق کمتر از ۱۵هزار نفر جمعیت نیز در صورتی که نیاز به دفترخانه باشد می‌توان یک دفترخانه اسناد رسمی دایر کرد.
■ آیا در رابطه با صدور مجوز دفترخانه‌های موجود نیز این قانون رعایت شده است؟
□ سیاست‌‌های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در سال‌های مختلف متفاوت بوده است. در گذشته دور، تعداد دفترخانه‌ها کمتر از حدنیاز بود و متناسب با رشد جمعیت و توسعه تجارت افزایش نیافته بود، اما در سال‌های ۸۶و ۸۷، سیاست‌های سازمان بر این قرار گرفت تا تعداد دفترخانه‌ها را افزایش دهد.
به همین دلیل در این سال‌ها حدود ۴ هزار دفترخانه به دفاتر موجود اضافه شد. مسئولان وقت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور معتقد بودند که اولاً جمعیت کشور افزایش یافته و نیازمند دفاتر بیشتری هستیم. ثانیاً هدف دیگر اشتغالزایی برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها بود.
البته در همان سال‌ها نیز عده‌ای بر این عقیده بودند که افزایش تعداد دفترخانه‌ها می‌بایست منطبق برمعیارهای قانون باشد و ایجاد اشتغال در قوانین و مصوبات مربوط به سازمان ثبت و اسناد وجود ندارد. خود من نیز معتقدم در آن سال‌ها به این میزان افزایش تعداد دفترخانه‌ها نیاز نبود، اکنون با تراکم تعداد دفترخانه‌ها در بعضی از مناطق مواجهه‌ایم، به گونه‌ای که برخی از دفاتر اسناد رسمی با کمبود کار و درآمد مواجهه‌اند.
البته این موضوع به این معنی نیست که وضعیت همه این دفاتر به این صورت باشد، زیرا در برخی از مناطق به دلیل رونق اقتصادی و نوع کسب و کار شهروندان، تعداد زیاد دفاتــــر اسناد رسمی نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌کند بلکه باعث شده تا خدمات بهتری به مردم ارائه شود.
■ چند سالی است که آزمون سردفتری اسناد رسمی برگزار نشده و بسیاری از علاقه‌مندان ورود به این حرفه چشم‌انتظار آزمون جدیدند. برنامه‌های سازمان ثبت اسناد و املاک در این زمینه چیست؟
□ دیدگاه سازمان در این موضوع یک تفاوت مبنایی با متقاضیان این حرفه دارد. از طرفی متقاضیان حق دارند تا در شغلی متناسب با رشته‌شان فعالیت کنند. این نگاه در گذشته نیز در سازمان وجود داشت و اقداماتی از منظر ایجاد اشتغال انجام شد.
بر این اساس مجوز تاسیس ۴ هزار دفترخانه نیز در چند سال صادر شد و اعلام شد که با تاسیس ۴ هزار دفترخانه و ایجاد به طور متوسط ۵ شغل در هر دفترخانه، ۲۰ هزار شغل ایجاد کرده‌ایم.
این دیدگاه از جهاتی درست است و باید برای فارغ‌التحصیلان شغل ایجاد کرد، اما باید توجه شود که وظیفه سازمان ثبت اسناد و املاک موضوع دیگـــــری است و قانون وظایف مشخصی برعهده این سازمان قرار داده است و برای تاسیس دفاتر ملاک و معیارهای قانونی مشخصی داریم.
در نتیجه برگزاری آزمون سردفتری اسناد رسمی با توجه به نیاز جامعه و طبق قانون انجام می‌شود که در شرایط فعلی هیچ برنامه‌ای برای برگزاری آزمون و جذب سردفتر جدید نداریم. زیرا در برخی مناطق مانند تهران با تراکم دفتر اسناد رسمی مواجه هستیم.
■ در سال‌های آینده وضعیت به چه صورت است؟ زیرا همه شهرها که نباید با تهران مقایسه شوند.
□ اتفاقی که در سال‌های گذشته در افزایش تعداد دفترخانه‌ها افتاد مخصوص به تهران نیست و تقریباً در تمامی شهرها با وضعیت مشابهی مواجهه‌ایم و مکرراً، خصوصاً در شهرهای کوچک شاهد درخواست انتقال و استعفای سردفترانی هستیم که قادر به تأمین هزینه‌های خود نیستند.
■ با رشد فعلی جمعیت فکر می‌کنید تا چند سال این روند ادامه داشته باشد و آزمونی جهت جذب سردفتران استاد رسمی برگزار نشود؟
□ اگر معیارهای قانونی تغییر نکنند در چندین سال آینده نیز نیازی به سردفتر جدید نخواهیم داشت، اما هم‌اکنون طرح اصلاح قانون دفاتر اسناد رسمی و سردفتران در مجلس اعلام وصول شده است.
اگر تغییراتی در قانون داده شود زمینه برای برگزاری آزمون فراهم می‌شود، البته زمینه قانونی شرط لازم است، اما کافی نیست و باید همراه با قانون شرایط جامعه نیز بررسی شود.
ضمن اینکه ما تعدادی دفتر داریم که مجوز برایشان صادر شده و شماره دفترخانه نیز دارند، اما به دلایل مختلف فعال نیستند. در این شرایط اگر بخواهیم سردفتری جذب کنیم اول باید دفاتر غیرفعال را فعال کنیم.
■ با تمامی این اوصاف اگر قرار شد آزمونی برگزار شود، داوطلبان با چه شرایطی می‌توانند در آن شرکت کنند؟
□ شرایط افراد واجدشرایط جهت شرکت در آزمون در قانون ذکر شده است. براساس ماده ۶ قانون دفاتر اسناد رسمی یکی از شرایط داشتن مدرک کارشناسی رشته حقوق یا الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق و یا تحصیلات حوزوی معادل است، البته دفتریاران نیز تحت شرایطی که در قانون ذکر شده می‌توانند به سر‌دفتری ارتقاء پیدا کنند.
همچنین سن داوطلبان در زمان ثبت‌نام نباید کمتر از ۲۴ و بیشتر از ۵۰ سال باشد و سایر شرایط از حیث صلاحیت فردی و نداشتن شغل منافی سردفتری هم وجود دارد.
■ آزمون ورود به حرفه دفتریاری به چه صورت است؟
□ هر دفترخانه باید حداقل یک دفتریار داشته باشد که او در واقع معاون دفترخانه و نماینده سازمان ثبت و اسناد و املاک در آن دفترخانه است. تعیین او منوط به معرفی سردفتر و تائید سازمان ثبت اسناد و املاک است.
با توجه به اینکه تعداد دفترخانه‌ها در سال‌های گذشته رشد چشمگیری داشته است مقرر شد تا دفتریاران با شرکت در آزمونی انتخاب شوند.
این آزمون در سال‌های گذشته برگزار شد و در حال حاضر نیزحدود ۹۰۰ نفر از دفتریاران در نوبت اختبار یعنی آزمون شفاهی و تکمیل پرونده هستند تا پس از آن در دفترخانه‌هایی که دفتریار ندارند مشغول به کار شوند.
■ وضعیت بازنشستگی سردفتران به چه صورت است؟
□ بازنشستگی سردفتران می‌تواند اجباری یا اختیاری باشد، اگر سردفتری به سن ۶۵ سالگی رسید سازمان ثبت اسناد و املاک کشور او را بازنشسته می‌کند. البته او زمانی که به سن ۶۰ سالگی برسد می‌تواند تقاضای بازنشستگی اختیاری کند . همچنین با سن کمتر اما با داشتن ۳۰ سال خدمت و پرداخت حق بیمه نیز امکان بازنشستگی برای او وجود دارد.
در این شرایط با بازنشستگی سردفتر، دفترخانه منحل نمی‌شود و با انتصاب جانشین، سردفتر جدید مکلف است تا تمام اسناد و مدارک این دفترخانه را نگهداری کند و پاسخگوی امور مربوط به آن دفترخانه باشد.
■ در خبرها داشتیم که قرار است خدمات جدیـــدی به دفاتر اسناد رسمی واگذار شود. این موضوع به چه میزان می‌تواند به دفاتری که درآمد کمتری دارند کمک کند؟
□ این موضوع از دو منظر قابل بررسی است. اول اینکه تعداد دفاتر زیاد است و از این طریق می‌توانند ضمن انجام کارهای متنوع درآمدی کسب کنند. اما در سویی دیگر باید توجه شود که دفترخانه‌ها در واقع نمایندگان قوه‌قضائیه هستند و علاوه بر خدمات سازمان ثبت اسناد و املاک می‌توانند به تمام بخش‌های قوه‌قضائیه کمک کنند.
در همین زمینه مرکز انفورماتیک قوه‌قضائیه با هماهنگی کانون سردفتران زمینه کار دیگری را برای دفترخانه‌ها فراهم کرده و آن پذیرش شکایات و دادخواست‌های حقوقی در دفترخانه‌هاست که البته هنوز توسعه پیدا نکرده و آزمایشی است.
مسئله دیگر، طرحی بود که در دولت مطرح شد، تا برخی از مراحل درخواست خدمات سازمان‌های دولتی به دفترخانه‌ها واگذار شود. البته این موضوع مورد موافقت سازمان ثبت اسناد و املاک قرار نگرفت، زیرا با این طرح، اموری به دفترخانه‌ها واگذار می‌شد که در آن‌ها هیچ تخصصی ندارند و مهم‌تر اینکه سنخیتی با شخصیت سردفتر و جایگاه واقعی و شأن دفاتر اسناد رسمی نداشت.
■ شما در پایان با شرایط فعلی چه توصیه‌ای برای کسانی که می‌خواهند وارد این حرفه شوند دارید؟
□ در انتخاب شغل اولین بحث علاقه است. یک فارغ‌التحصیل رشته حقوق اول باید ببیند که علاقه‌اش به چیست؟ آیا تمایل دارد در امر قضاوت، وکالت یا سردفتری مشغول به کار شود و یا اینکه می‌خواهد کارشناس حقوقی در سازمان و موسسه‌ای باشد.
حال اگر کسی فقط به دنبال یک شغل است، باید ببیند که کجا زمینه شغلی فراهم‌تر است و با منتظر ماندن برا‌ی آزمونی که ممکن است چندین سال برگزار نشود عمر خود را تلف نکند.
کسانی که فقط می‌خواهند وارد حرفه سردفتری شوند باید توجه کنند که در شرایط فعلی امکان برگزاری آزمون وجود ندارد و ممکن است برگزاری آزمون سال‌ها طول بکشد.
راهی که فعلاً برای علاقه‌مندان وجود دارد استفاده از ماده ۸۹ قانون دفاتر اسناد رسمی است که سردفتران، هنگام بازنشستگی و یا ورثه سردفتر متوفی فردی واجد شرایط را به عنوان جانشین معرفی کنند و او بتواند به عنوان سردفتر همان دفتر اسناد رسمی‌ مشغول به‌کار شود.

: مرتبه
[ دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 ] [ 01:01 ] [ hoghoughsabt ]

صلاحیت محلی رسیدگی به جرم کلاهبرداری رایانه‌ای در حوزه‌های قضایی مختلف با کدام دادگاه است؟

صلاحیت محلی رسیدگی به جرم کلاهبرداری رایانه‌ای در حوزه‌های قضایی مختلف با کدام دادگاه است؟

» سرویس: معارف و حقوق - حقوقي و قضايي

هیات عمومی دیوان عالی کشور با صدور رای وحدت رویه‌ای اعلام کرد که در جرم کلاهبرداری مرتبط با رایانه، هرگاه تمهید مقدمات و نتیجه حاصل از آن در حوزه‌های قضایی مختلف صورت گرفته باشد، دادگاهی که بانک افتتاح‌کننده حساب زیان‌دیده از بزه در حوزه آن قرار دارد، صالح به رسیدگی است.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن رای وحدت رویه شماره 729- 1/ 12/ 91 هیات عمومی دیوان عالی کشور در این زمینه به شرح زیر است:

 

« نظر به اینکه در صلاحیت محلی، اصل صلاحیت دادگاه محل وقوع جرم است و این اصل در قانون جرایم رایانه‌ای نیز مستفاد از ماده 29- مورد تایید قانونگذار قرار گرفته، بنابراین در جرم کلاهبرداری مرتبط با رایانه، هرگاه تمهید مقدمات و نتیجه حاصل از آن در حوزه‌های قضایی مختلف صورت گرفته باشد، دادگاهی که بانک افتتاح‌کننده حساب زیان‌دیده از بزه که پول به طور متقلبانه از آن برداشت شده در حوزه آن قرار دارد، صالح به رسیدگی است. بنا به مراتب آرای شعب یازدهم و سی ودوم دیوان عالی کشور که بر اساس این نظر صادر شده به اکثریت آرا صحیح و قانونی تشخیص داده و تأیید می‌گردد. این رأی طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه‌ها لازم‌الاتباع است.»

: مرتبه
[ یکشنبه 01 اردیبهشت 1392 ] [ 13:24 ] [ hoghoughsabt ]
ماره خبر : 143495 تاریخ خبر : ۱۳۹۲/۱/۲۵ ساعت خبر : ۰ : ۲
پاسخ به شبهات وهابیون در گفتگو با دکتر حسینی قزوینی؛
بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(س)
شیخ وهابی نامه‎ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: «در مناظره‎ای در مورد حضرت زهرا(س) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب دندان شکنی برایم بفرستید». جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!!»
 
 

شبکه ایران / حضرت فاطمه زهرا(س) دختر گرامی پیامبر اکرم(ص) علیرغم حیات کوتاه، الگوی خوبی برای مسلمانان هستند؛ چه به عنوان دختر، چه به عنوان همسر، چه به عنوان مادر، چه به عنوان یک معلم، چه به عنوان یک محدّث، و چه به عنوان یک مجاهد در عرصه دفاع از ولایت و امامت.

همین دفاع جانانه او از امام زمانش بود که منجر به شهادت او در سن جوانی شد؛ فاجعه ای که از همان روز شهادت آن حضرت تاکنون، غاصبان حق اهل بیت(ع) را به چالش کشیده است.

اما کوردلانی هم هستند که برای توجیه این جنایت، در طول تاریخ دست به تحریف‏های لفظی و معنوی تواریخ و احادیث زده اند تا ماه را برای همیشه پشت ابر پنهان کنند؛ امری که صد البته امکان‏پذیر نیست.

امروزه وهابیت، دنبال کننده این روند تحریف و شبهه است و شبهاتی را در این باره در سایت ها و ماهواره های پرشمارش مطرح می کند؛ لذا برای شناخت جایگاه حضرت فاطمه زهراء(س) و نیز بررسی برخی از این شبهات و تحریفات، خبرگزاری ابنا گفتگویی تفصیلی با «حجت‎الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد حسینی‎ قزوینی» پژوهشگر مسائل اعتقادی، رییس موسسه تحقیقاتی ولی عصر(عج) قم و مدیر شبکه جهانی ولایت انجام داد.


آنچه در پی می‏آید چکیده سخنان ایشان در این گفتگو است:


فرزندان پیامبر(ص)

پیامبر گرامی(ص) فرزندان متعددی داشتند؛ آنچه که مشهور است حضرت رسول(ص) دارای چهار دختر و چهار پسر بودند. از دختران پیامبر(ص)، «زینب» همسر ابو‎العاص بن الربیع بود، «ام کلثوم» و «رقیه» همسران عتبه و عتیبه و عروس ابولهب بودند (که البته بعد از نزول سوره مبارکه "تبت" طلاق گرفتند)، و دیگری «حضرت زهرا(س)» بودند.

از پسران پیامبر نیز «قاسم»، «طیب» و «طاهر» هر سه در مکه از دنیا رفتند و قبرشان در قبرستان ابوطالب است. پسر چهارم ایشان نیز «ابراهیم» از «ماریه قبطیه» در مدینه به دنیا آمد و در زمان حیات پیامبر(ص) در همان شهر  وفات کرد و در قبرستان بقیع دفن شد.

جایگاه ویژه حضرت فاطمه زهرا(س)

در بین این هشت فرزند، فاطمه زهرا(س) جایگاه ویژه ای داشتند ؛ چرا که روایاتی که از پیامبر(ص) در وصف صدیقه طاهره آمده برای هیچیک از فرزندان ایشان نیامده است. توجه کنید که این روایات، روایات پدر و دختری نیست بلکه بیانگر جایگاه ویژه زهرای مرضیه(س) نزد خداوند متعال است.

احادیث منزلت حضرت فاطمه زهرا(س) در کتب اهل سنت

از جمله احادیث فراوانی که در کتب غیرشیعی در منزلت حضرت زهرا(س) وجود دارد می توان موارد زیر را برشمرد:

ــ در کتاب "صحیح بخاری" جلد 4 ، ص 209 ، حدیث 3711 آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «فاطمة سیدة نساء اهل الجنة» یعنی: «فاطمه سرور زنان بهشتی است".

ـ در همین کتاب در جلد 4 ، صفحه 210 ، حدیث 3714 آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «فمن أغضبها فقد أغضبنی» یعنی: «هرکس او (زهرا) را بیازارد مرا آزرده است».

 

شهادت فاطمه زهرا(س) ؛ سند حقانیت تشیع

 علاوه بر شیعه، تمام مذاهب اسلامی ـ علی‎الخصوص فرقه وهابیت ـ بر این مسئله واقف اند که شهادت حضرت فاطمه(س) مدرک و سند حقانیت تشیع است؛ بنابراین وهابیون برای اینکه این مسأله را زیر سؤال ببرند، در زمینه زندگی و شهادت حضرت زهرا(س) شبهاتی وارد می‎نمایند.

شبهه اول ؛ شأن صدور حدیث "فاطمة بضعة منی"

وهابی ها شبهه ای ساخته اند مبنی بر اینکه حدیث "فاطمة بضعة منی" در مذمت حضرت علی(ع) از پیامبر صادر نقل شده است!

در کتاب "صحیح بخاری" حدیث 3110 آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «فاطمة بضعة منی» یعنی: «فاطمه پاره تن من است». سپس به نقل از «مسور بن مخرمه» حدیثی جعلی نوشته است که: علی(ع) می‎خواست «جُوِیریه» دختر ابوجهل را خواستگاری کند و به اصطلاع عامیانه بر سر حضرت زهرا(س) هوو بیاورد که پیامبر(ص) این سخن را فرموده‎اند و منظورشان این بود که: یا علی اگر بخواهی با دختر ابوجهل ازدواج کنی باید دختر مرا طلاق بدهی!!!

اما پاسخ این شبهه:

اولاً) طبق شهادت علمای رجال ـ مثل «ابن حجر» در جلد 6 کتاب "العصابة" ، ص 94 ـ «مسور بن مخرمه» در سال دوم هجرت تازه به دنیا آمده بود. بنابراین ـ همانگونه که «ابوعلم» از علمای بزرگ دانشگاه الازهر نیز در ص 170 کتاب "فاطمة الزهراء" نوشته است ـ روایت جعلی خواستگاری علی(ع) از جویریه در سال دوم هجرت بوده است. پس در آن زمان یا «مسور» متولد نشده بود یا در قنداق بوده است!

ثانیاً) «جُوِیریة» تا سال هشتم هجرت کافر بود و ازدواج با کافر حرام است.

ثالثاً) این دختر تا زمان حیات پیامبر(ص) ـ سال دهم هجرت ـ اصلا به مدینه نیامد تا این اتفاقات رخ دهد.

شبهه دوم ؛ افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

علمای وهابی جدیداً سخن مضحکی بر زبان می‏ آورند که :شهادت حضرت زهرا(س) از سال 1374 شمسی به تقویم ها اضافه شده است و تا قبل از آن این مسأله وجود نداشته است.

اما پاسخ این شبهه:

اولاً) «ابن تیمیه» رهبر وهابی‎ها ـ یا بهتر است بگوییم خدا و پیغمبر وهابی‎ها(!) ـ در کتاب جلد 4 کتاب "منهاج السنة" ص 220 نوشته است که: "کبس بیت فاطمه(س)" یعنی: «عوامل خلیفه وقت به زور وارد خانه فاطمه(س) شدند».

ثانیاً) «جوینی» استاد «ذهبی»، در کتاب "فرائد السمطین" آورده است که پیامبر(ص) فرموداند: بعد از من می‎بینم که دخترم "مغمومة مغصوبة مقتولة" خواهد شد.

ثالثاً) «مرحوم کلینی» از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: مادرمان فاطمه زهرا(س) شهیده است.

رابعاً) «شهرستانی» در جلد اول کتاب "الملل والنحل" ص 67 از «نظّام» نقل می کند که خلیفه دوم با لگد به شکم حضرت زهرا(س) زد و جنین او را سقط کرد.

خامساً) موضوع بالا را «ابن حجر» در "میزان الاعتدال" و "لسان المیزان" نیز نوشته است.

 

شبهه سوم ؛ چرا علی(ع) در منزل را باز نکرد؟

شبهه دیگری مطرح می کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علی(ع) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(س) در منزل را باز کرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غیرت مردان خصوصا مردان عرب است.

پاسخ:

اولاً) «ابن عساکر» در جلد 42 کتاب "تاریخ دمشق" ص 470 آورده است که: پیامبر(ص) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفتند: «یا ام السلمه قومی فافتحی له» یعنی: «ای ام سلمه! برخیز و در را باز کن».

ثانیاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دق الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(س) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

ثالثاً) در جلد اول کتاب "احتجاج طبرسی" ص 292 آمده است که: روزی پیامبر(ص) در خانه نشسته بودند که امیرالمؤمنین علی(ع) در زدند و پیامبر(ص) به عایشه فرمود که: «افتحی له الباب» یعنی: «در را برای او (علی) باز کن». حال آیا علمای وهابی غیرتمندتر از پیامبرند؟!

رابعاً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب "منهاج السنة" نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(س) شدند.

خامساً) قرآن کریم در آیه 27 سوره نور می‎فرماید: "یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا" یعنی بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوید". و در جای دیگر می‎فرماید: "یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم". از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب "الدر المنثور" ص 50 نوشته است که: "خانه زهرا خانه نبوت است". بنابراین حضرت زهرا(ع) و مولا علی(ع) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

شبهه چهارم ؛ اصلاً خانه های مدینه در نداشتند؟!

شبهه دیگری مطرح می کنند که: اصلاً خانه‎های آن زمان مدینه در نداشتند و فقط یک پرده یا حصیر در منزل بود! آنها این شبهه را طرح کردند تا جریان پشت در ماندن حضرت زهرا(س) تکذیب شود.

اما پاسخ:

اولاً) قرآن کریم در سوره نور می‎فرماید: «ولا عَلَی أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکُلُوا مِن بُیُوتِکُم أَو بُیُوتِ آبَائِکُم أَو بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُم أَو بُیُوتِ إِخوَانِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُم أَو بُیُوتِ أَعمامِکُم أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخوالِکُم أَوْ بُیُوتِ خَالاتِکُمْ أَوْمَا مَلَکتُم مَّفَاتِحَهُ أَو صَدِیقِکُم لَیسَ عَلَیْکُم جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا» یعنی «شما در بعضی خانه ها ـ مانند خانه عمو، دایی، عمه، خاله و همچنین کسانی که مفتاح و کلید منزل خود را به شما می‎دهند ـ می توانید بدون اجازه غذا بخورید». حال اگر خانه، در و قفل نداشته باشد کلید معنا دارد؟ آیا روی حصیر و پرده کلید می‎زدند؟ یا اینکه نعوذ بالله قرآن در این موضوع اشتباه کرده است؟! باید گفت که طراحان این شبهات متاسفانه با قرآن هم آشنا نیستند.

ثانیاً) در کتاب "صحیح مسلم" ـ که معتبرترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است ـ در جلد 6 صفحه 105 حدیث 5136 آمده است که پیغمبر اکرم(ص) دستور داده بودند که: «شب‎ها درها را ببندید». آیا حصیر و پرده را می‎بندند؟! آیا به پرده می گویند در؟!

ثالثاً) «بخاری» در جلد اول کتاب "الادب المفرد" صفحه 272 نوشته است که: «روای می گوید سوال کردم که: درِ خانه عایشه دو لنگه بوده یا یک لنگه؟ و از چه جنسی بود؟ پاسخ می‎گیرد که: یک لنگه و از جنس چوب درخت ساج بوده است». حال چطور خانه عایشه در داشته آن هم از نوع درخت ساج؛ ولی خانه حضرت زهرا(س) که دختر پیغمبر و با آن همه اوصاف بوده در نداشته است؟!

بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(س)

مناظره‎ای در "دبی" امارات با یکی از شیوخ بزرگ وهابی داشتم. صحیح بخاری را به وی نشان دادم و پرسیدم این روایت را قبول دارید که پیامبر(ص) فرموده فاطمه(س) پاره تن من است و هرکس او را بیازارد مرا آزرده؟ پاسخ داد قبول دارم. گفتم این را نیز قبول داری که فاطمه(س) از شیخین غضبناک شد؟ گفت: نه این دروغ است و شیعه ها آن را درست کرده اند. کتاب صحیح بخاری را باز کردم و این حدیث را به او نشان دادم. نوشته پشت جلد کتاب را نگاه کرد و گفت: این کتاب در بیروت چاپ شده و من آن را قبول ندارم، کتابی بیاور که در عربستان سعودی چاپ شده باشد! گفتم: چاپخانه این کتاب، شیعی نیست. ضمنا در لبنان اکثراً غیرشیعه هستند و اگر روایتی در کتابشان حتی جابجا شود، چاپخانه را به آتش می‎کشند چه برسد به اینکه روایتی به دروغ چاپ شود!

سپس روایاتی از کتب «شهرستانی» و «ابن قتیبه دینوری» مبنی بر شهادت حضرت زهرا(س) به او نشان دادم. پس از اینکه این روایات را از کتاب خودشان برایش خواندم سرش را پایین انداخت و گفت: من فردا شب جواب را برایت می‎آورم.

شب بعد هرچه منتظر ماندم نیامد. به منزل میزبانش تماس گرفتم که: چرا شیخ برای ادامه مناظره نیامد؟ میزبانش گفت: شیخ وهابی نامه‎ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: «در مناظره‎ای در مورد حضرت زهرا(س) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب دندان شکنی برایم بفرستید».

جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!!».

آن شیخ وهابی، پس از دریافت جواب نامه خود، رفت و تاکنون برای ادامه مناظره برنگشته است!

اهمیت وحدت اسلامی، با حفظ شعائر فاطمیه

موضوع وحدت اسلامی بسیار مهم است. حضرت زهرا(س) نیز جایگاه رفیعی دارند و گرامیداشت ایشان اهمیت فراوان دارد. به قول «مرحوم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی» گرامیداشت مقام رفیع آن حضرت هیچ منافاتی با مساله وحدت ندارد.

از سوی دیگر کمرنگ شدن فاطمیه، کمرنگ شدن حقانیت شیعه است. لذا وحدت این است که بر اصول خود پایبند باشیم اما نسبت به مقدسات اهل سنت نیز هتاکی نکنیم.

 حضرت امام خمینی(ره) منادی وحدت بود اما این موضوع دلیلی بر کوتاه آمدن ایشان از مباحث فاطمی نبود. رهبر معظم انقلاب نیز با تمام تاکیدی که در بحث وحدت داشته و دارند، نسبب به فاطمیه و مسئله شهادت حضرت فاطمه(س) به هیچ وجه کوتاه نیامده‎اند؛ تا جایی که هر سال در بیت رهبری چندین شب مراسم عزاداری ایام فاطمیه برگزار می‎کنند.

: مرتبه
[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 21:54 ] [ hoghoughsabt ]


دکتر میرمحمدصادقیپایگاه خبری حقوقی وکالت نیوز
به نقل از ایسنا:

دکتر میرمحمد صادقی:

قانون جدید مجازات اسلامی گامی رو به جلو است


استاد برجسته حقوق جزا، ضمن بررسی لایحه جدید قانون مجازات اسلامی گفت: لایحه جدید گام رو به جلویی بوده، گرچه مشکلاتی دارد اما قابل اصلاح است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) - منطقه کویر، دکتر حسین میرمحمدصادقی به دعوت دفتر استانی مرکز امور مشاوران و وکلای قوه قضاییه کرمان در همایشی که با حضور قضات، وکلا و علاقمندان مباحث حقوقی برگزار شد، با اشاره به اینکه یکی از اشکالات قانون مجازات اسلامی فعلی، عدم تفکیک بین عمومات و کلیات و بحث های جزا اختصاصی است اظهار کرد:

دلیلش این است که مقنن تحت تاثیر دو کشش قرار داشته است، یکی استفاده از حقوق امروزین که به واسطه آن به بحث های جزای عمومی پرداخته و بعد که به جرایم خاص رسیده تحت تاثیر شیوه فقیهان قرار گرفته و همان بحث را مطرح کرده است.

 

وی تاکید کرد: در لایحه جدید سعی شده تفکیک جزای عمومی و اختصاصی به صورتی بهتر انجام شود.

میرمحمدصادقی بیان کرد: در نظام قانونگذاری کشور، شاهد هستیم گاه تکلیف قوانین تخصصی روشن نمی‌شود و قانون وقتی از تنور در می آید متفاوت از آنچه پیشنهاد شده می شود.

 

این استاد دانشگاه گفت: پیشنهادم این است که اگر در کنار نهاد پارلمان نهادی با حضور حقوقدانان تمام وقت تاسیس شود که قوانین تخصصی را زیر نظر داشته باشد و اصلاح کند بسیار مفید خواهد بود.

 

این حقوقدان و استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: شاهد هستیم که قانون مجازات اسلامی به صورت آزمایشی اجرا می شود و اینکه 32 سال بعد از انقلاب یکی از قوانین مادر به صورت آزمایشی تصویب کنیم کار جالبی نیست و شاید به این دلیل باشد که مسائل سیاسی بیش از تصویب قوانین برای مجلس جذاب است.

میرمحمد صادقی همچنین گفت: در نوشتن قانون مجازات اسلامی فعلی گاه به صورت پرونده ای به یک موضوع نگاه شده است مثل آوردن یک روایت در قانون که در قانون جدید مجازات اسلامی سعی شده این موضوع تعدیل شود.

 

وی افزود: لایحه جدید سعی کرده ابهامات را تا حدی برطرف کند و شیوه مناسب تری را در قانون نویسی مورد توجه قرار دهد.

 

وی با اشاره به اینکه برخی حقوقدانان، منتقد حرفه‌ای شده‌اند و هر فعالیتی را نقد می‌کنند عنوان کرد:این دسته از حقوقدانان، این لایحه را نیز دارای نکات مثبتی نمی دانند اما به هر حال لایحه جدید گام رو به جلویی است گرچه مشکلاتی دارد که قابل اصلاح است.

: مرتبه
[ پنج‌شنبه 01 فروردین 1392 ] [ 22:06 ] [ hoghoughsabt ]

زندانیان در ایام نوروز

بخشنامه های قوه قضائیهپایگاه خبری حقوقی وکالت نیوز
به نقل از قوه قضائیه:


بخشنامه رئیس قوه‌قضاییه
درباره اعطای مرخصی به زندانیان در ایام نوروز




رئیس قوه قضائیه با صدور بخشنامه ای شرائط بهره مندی محکومان از تسهیلات مرخصی را در ایام نوروز اعلام کرد. متن این بخشنامه به شرح زیر است:


بخشنامه
به واحدهای قضایی و دادسراهای سراسر كشور
به مناسبت فرا رسیدن سال نو هجری شمسی و با توجه به آثار مثبت و سازنده حضور زندانیان در كنار خانواده و به منظور نیل به اهداف عالی در بازسازی اجتماعی و اخلاقی زندانیان و نیز برقراری روابط عاطفی بین زندانیان و اعضای خانواده آنها به ویژه درایام نوروز مقتضی است به زندانیان محكوم با رعایت شرایط ذیل و اخذ تأمین مناسب 15 روز مرخصی داده شود:
الف) زندانیان محكوم به حبس:
1-محكومین به حبس ابد به شرط تحمل حداقل 5 سال حبس
2-محكومین به حبس بیش از 10 سال به شرط تحمل حداقل 1 سال حبس
3-محكومین به 5 سال حبس تا 10 سال حبس به شرط تحمل حداقل شش ماه حبس.
4-محكومین به یك سال حبس تا 5 سال حبس به شرط تحمل حداقل دو ماه حبس
5-محكومین به حبس كمتر از یكسال به شرط تحمل حداقل  یك ماه حبس
تبصره: محكومین به حبس كه باقیمانده حبس آنها كمتر از یكماه باشد، مرخصی منتهی به آزادی اعطاء می‌شود.
ب) زندانیانی كه صرفاً به دلیل عجز از پرداخت جزای نقدی در حبس به سر می‌برند:
1- محكومین به جزای نقدی كه مقدار باقیمانده آن بیش از سی میلیون ریال باشد به شرط تحمل حداقل سه ماه حبس
2- محكومین به جزای نقدی كه مقدار باقیمانده آن بیش از ده میلیون و حداكثر سی میلیون ریال باشد، به شرط تحمل حداقل یك ماه حبس
تبصره: محكومین به جزای نقدی كه مقدار باقیمانده آن تا ده میلیون ریال باشد به شرط تحمل حداقل یك ماه حبس، مرخصی منتهی به آزادی اعطاء می‌شود.
ج) محكومین جرایم غیر عمدی و محكومین مالی
زندانیانی كه به لحاظ عجز از پرداخت دیه در جرایم غیرعمد بازداشت هستند و همچنین دارندگان محكومیت های مالی، صرفنظر از مدت اقامت در زندان از مرخصی موضوع این بخشنامه برخوردار خواهند بود. مرخصی این افراد برای 15 روز دیگر قابل تمدید می‌باشد.
د) مرتكبین جرایم ذیل از شمول این بخشنامه مستثنی خواهند بود.
محكومین جرایم سرقت( اعم از مسلحانه، عادی و یا كیف قاپی)، جاسوسی، اقدام علیه امنیت كشور، آدم ربایی، جرایم باندی و سازمان یافته، تجاوز به عنف، دایر كردن مراكز فساد و فحشاء، اسیدپاشی، اخلال در نظام اقتصادی، ورود، تولید، توزیع و فروش مشروبات الكلی، محكومین به قصاص و اعدام و حدود شرعی، محكومین دارای سه سابقه محكومیت به ارتكاب همان جرم، محكومینی كه به شرارت مشهورند ،قاچاق مسلحانه و یا عمده مواد مخدر و روانگردان ها و سایر محكومین كه اخلاق و رفتار آنها در زندان به گونه‌ای بوده كه بنا به نظر دادستان یا قاضی ناظر زندان یا رئیس زندان یا شورای طبقه بندی شایستگی برخورداری از مرخصی ها را ندارند.
تبصره یك: سارقین عادی فاقد سابقه سرقت كه حداكثر محكومیت آنها دو سال حبس باشد، پس از تعطیلات نوروزی از این مرخصی بهره‌مند می‌گردند.
تبصره دو: منظور از قاچاق عمده مواد مخدر و روانگردانها عبارت است از:
1- خرید، فروش و توزیع بیش از 20 كیلوگرم تریاك و ملحقات آن.
2- حمل و نگهداری بیش از 100 كیلوگرم تریاك و ملحقات آن.
3-خرید، فروش، توزیع، حمل و نگهداری بیش از 200 گرم هروئین و روانگردانها و ملحقات آن.
دادستان‌های سراسر كشور ملزم به اجرای این بخشنامه بوده و بر حسن اجرای آن نظارت خواهند نمود.
: مرتبه
[ سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 13:36 ] [ hoghoughsabt ]
موافقت رهبر معظم انقلاب اسلامی با عفو و تخفيف مجازات تعدادی از محكومان (1391/12/28)  

 
 

به مناسبت فرارسیدن عید سعید نوروز و در آستانه فرا رسیدن دوازدهم فروردین سالروز جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات یک هزار و 59 نفر از محكومانِ محاكم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حكومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت كردند.
آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه طی نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و در آستانه فرا رسیدن سالروز جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات یک هزار و 59 نفر از محكومانی را كه در كمیسیون مرکزی عفو و بخشودگی قو ه قضائیه واجد شرایط لازم تشخیص داده شده اند، ارائه كرد كه این پیشنهاد مورد موافقت رهبر انقلاب قرار گرفت.

: مرتبه
[ سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 11:41 ] [ hoghoughsabt ]

تاریخ انتشار : 21-12-1391

شرایط جدید مهریه و ازدواج موقت قانون شد

 

عبرت نیوز: لایحه حمایت از خانواد‌‌ه پس از 10‌بار رفت‌و‌آمد‌‌ بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی، سرانجام د‌‌یروز مورد‌‌ تایید‌‌ اعضای شورای نگهبان قرار گرفت، قانونی که حالا شرایط جد‌‌ید‌‌ی را برای ازد‌‌واج موقت و پرد‌‌اخت مهریه زنان ایجاد‌‌ کرد‌‌ه است؛ مرد‌‌انی که به خاطر بیش از 110 سکه د‌‌یگر به زند‌‌ان نخواهند‌‌ رفت و زنانی که با تصویب این قانون شاید امکان بیشتری برای ثبت رسمی ازد‌‌واج موقت د‌اشته باشند.

لایحه حمایت از خانواد‌‌ه تیر 1386 به پیشنهاد‌‌ قوه‌قضاییه د‌‌ر جلسه هیات د‌‌ولت محمود‌‌ احمد‌‌ی‌نژاد‌‌ تصویب و به مجلس ارسال شد‌‌ اما با ورود‌‌ این لایحه به صحن علنی مجلس و اعلام جزییات بیشتری از آن د‌‌ر رسانه‌ها، فعالان اجتماعی، حقوقد‌‌انان و فعالان حوزه زنان انتقاد‌‌ات گسترد‌‌ه‌ای را متوجه آن کرد‌‌ند‌‌ و گفتند‌‌ این لایحه نه‌تنها د‌‌ر راستای حمایت از خانواد‌‌ه نیست بلکه به فروپاشی بنیان خانواد‌‌ه د‌‌ر ایران هم منجر می‌شود‌‌. جنجال‌برانگیزترین پیشنهاد‌‌ این لایحه ماد‌‌ه‌ای بود‌‌ که به مرد‌‌ان اجازه می‌د‌‌اد‌‌ بد‌‌ون اجازه از همسر اول، همسر د‌‌یگری اختیار کنند‌‌. د‌‌ر لایحه‌ای که به تایید‌‌ شورای نگهبان رسید‌‌ه و اکنون حکم قانون د‌‌ارد، ‌‌ این بند‌‌ حذف شد‌‌ه اما بند‌‌ د‌‌یگری جایگزین آن شد‌‌ه است که به گفته وکلا به اینکه این قوانین به ازد‌واج موقت که همواره د‌ر ایران امری پوشید‌ه و غیر رسمی بود‌ه رسمیت می‌د‌‌هد‌‌ اما از سوی د‌‌یگر نمایند‌‌گان مجلس معتقد‌‌ند‌‌ این قانون و مواد‌‌ آن د‌‌رباره ازد‌‌واج موقت د‌‌ر راستای حمایت از زنانی است که د‌ر اثر ازد‌واج موقت آسیب می بینند‌ و امکان حمایت از حقوق خود‌ را ند‌ارند‌.

محمد‌‌ اسفنانی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، د‌‌رباره آخرین تغییرات و د‌‌رواقع قانون حمایت از خانواد‌‌ه که به گفته او تا پایان امسال ابلاغ می‌شود‌‌، به «بهار» گفت: براساس این قانون د‌‌ر ارتباط با ازد‌‌واج موقت زوج مکلف شد‌‌ه ازد‌‌واج موقت را ثبت کند‌‌، د‌‌ر حالی که تا پیش از این الزامی برای ثبت ازد‌‌واج موقت وجود‌‌ ند‌‌اشت. اما د‌‌ر قانون جد‌‌ید‌‌ الزام به ثبت ازد‌‌واج موقت برای اولین‌بار پیش‌بینی شد‌‌ه است. براساس این قانون مرد‌‌ ملزم به ثبت ازد‌‌واج موقت است؛ از جمله این‌که زن بارد‌‌ار شود‌‌ و این‌که د‌‌ر هنگام ازد‌‌واج موقت توافقی بین زوج و زوجه برای ثبت آن وجود‌‌ د‌‌اشته باشد‌‌ و زن بتواند‌‌ این توافق را ثابت کند‌‌.

از نگاه ما این حمایت از زنانی است که ممکن است د‌‌ر ازد‌‌واج موقت آسیب ببینند‌‌.» براساس قانون جد‌‌ید‌‌، زنان برای د‌‌ریافت مهریه بیش از 110 سکه هم با محد‌‌ود‌‌یت‌هایی مواجه خواهند‌‌ شد‌‌، اسفنانی د‌‌ر این‌باره گفت‌: «د‌‌ر بحث اعمال ماد‌‌ه 2 نحوه اجرای محکومیت‌های مالی د‌‌رباره مهریه، شورای نگهبان موافقت کرد‌‌ه برای مطالبه مهریه بالاتر از 110 سکه امکان بازد‌‌اشت زوج وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌، هرچند‌‌ که امکان مطالبه آن برای زوجه ممکن است اما کسی به د‌‌لیل ناتوانی د‌‌ر پرد‌‌اخت بیش از 110 سکه به زند‌‌ان نخواهد‌‌ افتاد‌‌.» او د‌‌ر پاسخ به این پرسش که آیا این قانون عطف به ماسبق و زند‌انیان مهریه پیش از تصویب این قانون به زند‌ان افتاد‌ه‌اند‌می شود‌، گفت: «بله این قانون مشمول محکومان مهریه ای که الان هم د‌ر زند‌ان هستند‌ خواهد‌ شد‌.» ماد‌‌ه چالش‌برانگیز د‌‌یگر د‌‌ر لایحه حمایت از خانواد‌‌ه ماد‌‌ه‌ای بود‌‌ که به زن اجازه می‌د‌‌اد‌‌ هنگام طلاق هزینه‌هایی را که د‌‌ر خانواد‌‌ه و سال‌های زند‌‌گی مشترک د‌‌اشته عینا از زوج مطالبه کند‌‌.
براساس ماد‌‌ه 30 لایحه حمایت از خانواد‌‌ه اگر زوجه د‌‌ر د‌‌وران زند‌‌گی مشترک از مال خود‌‌ش د‌‌ر زند‌‌گی شوهر هزینه کرد‌‌ه باشد‌‌، از آن‌جا که نفقه از الزامات شوهر است، زن می‌تواند‌‌ د‌‌ر هنگام متارکه و طلاق هزینه‌هایی را که صرف کرد‌‌ه، مطالبه کند‌‌. این ماد‌‌ه که پیش از این مورد‌‌ اعتراض شورای نگهبان قرار گرفته بود‌‌ د‌‌ر آخرین د‌‌ور بررسی‌ها اصلاح شد‌‌. شورای نگهبان به ماد‌‌ه 30 د‌‌و ایراد‌‌ گرفت، یکی این‌که اولا اگر مالی از طرف زوجه د‌‌ر زند‌‌گی مشترک مصرف شد‌‌ه باید‌‌ مشخص بشود‌‌ که با اذن یا فرمان شوهر بود‌‌ه است یا خیر، زیرا اگر بد‌‌ون اذن یا فرمان شوهر هزینه شد‌‌ه باشد‌‌ حقی برای مطالبه وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌. نکته د‌‌یگر این بود‌‌ که باید‌‌ ثابت شود‌‌ زوجه به قصد‌‌ تبرع د‌‌ارایی خود‌‌ را هزینه نکرد‌‌ه است، یعنی قصد‌‌ این را ند‌‌اشته که د‌‌ارایی خود‌‌ را رایگان مصرف کند‌‌ بلکه قصد‌‌ د‌‌اشته باشد‌‌ بعد‌‌ا ما‌به‌ازایی د‌‌ر مقابل آن د‌‌ریافت کند‌‌، د‌‌ر چنین صورتی زن حق مطالبه اموال مصرف‌شد‌‌ه خود‌‌ را د‌‌اراست، د‌‌ر غیراین‌صورت حقی بر ذمه شوهر نیست.

رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی د‌‌ر این باره به بهار گفت: «شورای نگهبان با این ماد‌‌ه قانونی به صورت مشروط موافقت کرد‌‌ه است به این ترتیب که زنان می‌توانند‌‌ این هزینه‌ها را مطالبه کنند‌‌ مشروط به این‌که زن ثابت کند‌‌ قصد‌‌ عد‌‌م تبرع د‌‌اشته یا نمی‌خواسته رایگان هزینه کند‌‌ یا این‌که اگر از طرف شوهر اذن د‌‌اشته برای خرید‌‌ یا هزینه‌کرد‌‌ن به این ترتیب می‌تواند‌‌ هزینه‌های صرف‌شد‌‌ه را مطالبه کند‌‌.»

زهرا ارزنی، وکیل و فعال حقوق زنان با توجه به این‌که با تصویب قانون جد‌‌ید‌‌ ممکن است بخشی از قوانین پیشین از جمله لایحه حمایت از خانواد‌‌ه مصوب سال 1353 ملغی شد‌ه باشند‌، می‌گوید‌‌‌: اگر قانون سال 1353 نسخ شد‌‌ه باشد‌‌ از نظر قانونی هیچ منعی وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌ و مرد‌‌ان می‌توانند‌‌ زن بگیرند‌‌. قبلا براساس آن قانون مرد‌‌ باید‌‌ رضایتنامه زن را می‌د‌‌اشت و ثابت می‌کرد‌‌ چون زن تمکین نمی‌کند‌‌ نیاز به ازد‌‌واج د‌‌وم د‌‌ارد‌‌ اما با نسخ این قانون د‌‌یگر مانعی وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌. مقصود‌‌ ارزنی ماد‌‌ه 16 قانون سال 1353 است که به مرد‌‌ان اجازه ازد‌‌واج مجد‌‌د‌‌ بد‌‌ون رضایت همسر اول را نمی‌د‌‌هد‌‌.

فرهاد‌‌ تجری، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هشتم، د‌‌ر این‌باره به بهار گفت: مجلس هشتم این ماد‌‌ه را مستثنا کرد‌‌ه بود‌‌ یعنی همه قوانین قبلی از آن جمله قانون سال 1353 با تصویب قانون جد‌‌ید‌‌ لغو می‌شد‌‌ند‌‌ به استثنای چند‌‌ ماد‌‌ه که یکی از آن‌ها همین ماد‌‌ه 16 قانون سال 53 بود‌‌. اسفنانی، سخنگوی کمیسیون و حقوقی مجلس، اما د‌‌ر این‌باره می‌گوید‌‌: قانون مورد‌ اشاره یعنی قانون سال 53 جزو قوانینی نیست که با تصویب این قانون نسخ شد‌ه اند‌ بنابراین‌ یعنی همچنان مرد‌‌ان برای ازد‌‌واج مجد‌‌د‌‌ نیازمند‌‌ کسب اجازه از همسرشان هستند‌‌.

بهمن کشاورز رئیس سابق کانون وکلا در همین رابطه نوشت: هرچند در قانون مدنی ازدواج موقت تحت عنوان«نکاح منقطع» آمده و شناخته شده است اما بررسی تاریخ اجتماعی ایران به‌ویژه در شاید یک‌صد سال اخیر نشان می‌دهد که هرگز این پدیده مقبولیت عام نیافته و در نتیجه مورد پذیرش جامعه به طور کلی قرار نگرفته است و همواره موضوعی استثنایی و همینطور مخفی و پوشیده بوده و به طور معمول مردان و زنان از این‌که به وجود آن اقرار و اعتراف کنند، ابا داشتند.

بنابراین هر اقدامی در جهت رسمیت بخشیدن به آن به نحوی که موضوع تداول عمومی پیدا کند نمی‌تواند به طور کلی مثبت ارزیابی شود. آنچه در ماده مربوطه در قانون حمایت از خانواده درباره ازدواج موقت آمده چیز تازه‌ای نیست زیرا همواره ازدواجی را که به صورت غیررسمی خواه دایمی و خواه موقت انجام شده باشد را می‌توان با مراجعه به دادگاه ثبت کرد البته اگر اصل ازدواج ثابت اما موقت یا دایم بودن آن محل بحث باشد، اصل بر دوام است. در مورد الزام زوج به ثبت نکاح موقت بر فرض حامله شدن زوج بدیهی است با توجه به امکان آزمایش‌های دی. ان.‌ای از نظر احراز و اثبات نسب، کافی است توافق دو قصد و رضا بر تحقیق نکاح ثابت شود آنگاه ثبت نکاح بلا اشکال خواهد بود و نسب طفلی که ایجاد شده به طور قطع مشخص می‌شود. اما به نظر می‌رسد بحث شرط ضمن عقد و توافق طرفین موضوع واحدی باشد زیرا شرط ضمن عقد توافقی می‌شود که نام دیگر آن عقد است و توافق طرفین هم چیزی جز عقد نیست.

اولی ممکن است در سند رسمی منعکس شود و دومی احتمالا در سند عادی یا توافق شفاهی و پس آنگاه می‌تواند رسمیت یابد. البته به طور کلی ثبت و ضبط رسمی هر رابطه‌ای پدیده مثبتی است در خاص مورد نکاح موقت به آنچه ابتدا گفته شد باید توجه شود زیرا علنی شدن و تکرار این مقوله در زبان‌ها و مجالس ناچار باعث عادی شدن آن می‌شود که گمان نمی‌رود مقرون به صلاح باشد.

به نقل از عبرت نیوز

موضوعات مرتبط : مهریه , ازدواج موقت , مهریه 110 سکه , لایحه حمایت از خانواد‌‌ه

: مرتبه
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 16:34 ] [ hoghoughsabt ]

 

ازدواج موقت و راهکارهای قانونی اثبات آن

در این موارد که خواهان (طرح کننده دعوا) معمولا خانم ها هستند به دلیل بچه دار شدن و یا طلب مهریه اقدام به طرح دعوا با موضوع اثبات زوجیت می کنند، چرا که با اثبات این موضوع مرد موظف به پرداخت مهریه و نفقه فرزند و

ازدواج-دوستی

همچنین دریافت شناسنامه برای فرزند می شوند.

هرچند که مرد در هنگام جاری شدن عقد موقت شرط بچه دار نشدن زن را عنوان کرده باشد. لذا یکی از موارد حقوقی مورد اختلاف در پرونده های قضایی عقد موقت همین مسئله است. البته باید توجه داشت که معمولا مهریه محل دعوا نیست زیرا زوجه آن را همان ابتدای جاری شدن صیغه دریافت می کند.

اما افرادی که بدنبال استیفای حق خود هستند باید به چند نکته توجه داشته باشند. نخست اینکه بر اساس ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی: «هرکس مدعی حقی است باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هرگاه در مقام دفاع، مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر برعهده ی اوست».

این ماده در رابطه با موضوع مورد بحث به این معناست که هرکس ادعای زوجیت کند، باید این ادعای خود را با دلیل اثبات کند. در مورد اثبات زوجیت قانونی که به طور خاص به این موضوع پرداخته باشد وجود ندارد اما به طور کلی ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی در رابطه با اثبات دعوایی است.

طبق ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی «دلایل اثبات دعوا از قرار ذیل است: ۱- اقرار ۲- اسناد کتبی ۳- شهادت ۴- امارات ۵- قسم» که هرکدام را با توجه به این مورد خاص توضیح می دهیم.

۱- طبق ماده ۱۲۵۹ قانون مدنی اقرار عبارت است از «اخبار به حقی برای غیر که به ضرر خود فرد باشد»، لذا در رابطه با موضوع مورد بحث اگر چنانچه مرد اقرار کند که شوهر خانم است برای اثبات زوجیت کافی است. چرا که مهترین دلیل اثبات در قانون مدنی اقرار است. به عنوان مثال در مواردی ادله و شرایط به گونه ای است که مرد مجبور به اقرار می شود.

مثلا اگر زوجه از زوج دارای فرزندی باشد و با روش های علمی و آزمایشگاهی این موضوع به اثبات برسد زوج مجبور به اقرار می شود.

۲- براساس ماده ۱۲۸۴ قانون مدنی «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد». به این معنا که اگر چنانچه طرفین در ابتدای ازدواج موقت سندی مبنی بر این ازدواج تنظیم کرده باشند که چه به ثبت دفترخانه رسمی رسیده باشد و چه با امضای طرفین باشد قابل استناد خواهد بود.

در بعضی موارد هیچکدام از دلایل گفته شده قابل ارائه به دادگاه نیست چرا که ازدواج موقت در فرهنگ ایرانی امری غیر مرسوم شمرده می شود در نتیجه معمولا ازدواج های موقت به صورت مخفیانه صورت می گیرد لذا طرفین می بایست با آگاهی نسبت به حقوق متقابل خود در این نوع از عقود که شارع مقدس با هدف پیشگیری از وقوع و رواج مفاسد در سطح جامعه در نظر گرفته ، شرایط تعهد و پابندی خود را به آن، رعایت کنند

۳- اگر چنانچه در هنگام جریان عقد ازدواج شهود واجد شرایطی وجود داشته باشند می توانند به این موضوع شهادت بدهند البته باید به دو نکته توجه داشت اول اینکه طبق ماده ۱۳۱۳ «در شاهد؛ بلوغ، عقل، عدالت، ایمان و طهارت مولد شرط است». همچنین براساس ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی بند (د) اصل نکاح با گواهی دو مرد و یا یک مرد و دو زن مورد اثبات است.

۴- ماده ۱۳۲۱ قانون مدنی اماره را تعریف می کند براساس این ماده «اماره عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته می شود». اگر این اوضاع و احوال به حکم قانون باشد به آن «اماره قانونی» و اگر در نظر قاضی باشد به آن «اماره قضایی» می گویند. در رابطه با اثبات زوجیت اماره قانونی عملا کاربرد چندانی ندارد و معمولا در اثبات از اماره قضایی استفاده می شود. به عنوان مثال مهریه یکی از شرایط ضروری برای ازدواج موقت است و اگر زوجه تمام مهریه و یا بخشی از آن را دریافت کرده باشد و دلیلی بر دریافت آن داشته باشد مثلا چکی از زوج به عنوان مهریه گرفته باشد می تواند در دادگاه ارائه کند و یا زوجه و زوج باهم همکار بوده و زوجه بتواند اثبات کند که در خانه زوج رفت و آمد داشته است در این صورت نیز می توان از اماره قضایی استفاده کرد.

۵- در بین دلایل اثباتی ضعیف ترین دلیل سوگند است و در انکار زوجیت کاربرد دارد به این معنا که مرد قسم یاد می کند که با خانم رابطه ای ندارد.

باید توجه داشت که دلایل گفته شده در رابطه با اثبات زوجیت به ترتیب از درجه اهمیت برخوردارند به این معنا که اول اقرار بعد از آن سند سپس شهود بعد از آن اماره و اگر هیچ کدام از دلایل اثبات وجود نداشت، مرد می تواند با قسم یاد کردن خود را از این ادعا مبرا کند.

نکته آخر اینکه در بعضی موارد هیچکدام از دلایل گفته شده قابل ارائه به دادگاه نیست چرا که ازدواج موقت در فرهنگ ایرانی امری غیر مرسوم شمرده می شود در نتیجه معمولا ازدواج های موقت به صورت مخفیانه صورت می گیرد لذا طرفین می بایست با آگاهی نسبت به حقوق متقابل خود در این نوع از عقود که شارع مقدس با هدف پیشگیری از وقوع و رواج مفاسد در سطح جامعه در نظر گرفته ، شرایط تعهد و پابندی خود را به آن، رعایت کنند.

منبع: جوان آنلاین/بخش حقوق تبیان

: مرتبه
[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 20:45 ] [ hoghoughsabt ]

شرایط یک ازدواج صحیح

در صحت هر عقد، اهلیّت طرفین شرط است.[۱] برای اینکه دو طرف اهلیّت داشته باشند باید بالغ، عاقل و رشید

ازدواج

باشند.[۲]

علاوه بر آن در عقد نکاح، برای داشتن شایستگی و اهلیّت نکاح، شرط دیگری وجود دارد و آن اختلاف در جنسیت طرفین است باید طرفین یکی مرد و دیگری زن باشد. زیرا هدف از ازدواج، تشکیل خانواده و تربیت فرزندان می باشد. لازم به ذکر است که اگر پسر یا دختر غیربالغ و یا غیر رشید[۳] و طرف مقابل با علم به مسئله، خواهان ازدواج با او باشد در صورتی که مصلحت فرزند ایجاب کند می توانند با موافقت «ولیّ قهری» (پدر یا پدربزرگ) و دادگاه، عقد ازدواج را محقق سازند. ولی اگر طرف مقابل جاهل به وضعیت پسر یا دختر باشد حق فسخ نکاح را دارد یا اگر ازدواج بدون شرایط لازم واقع شود عقد باطل خواهد بود و عنوان زوجیّت بر رابطه آن ها صدق نمی کند.

سنّ ازدواج

«پسر ۱۸ سال بیشتر نداشت و عاشق دختر ۱۲ ساله همسایه شده بود دختر اندام درشتی داشت و حدود ۱۵ ساله نشان می داد پسر از دختر خواستگاری کرد ولی پدر علیرغم علاقه شدید پسر و دختر به یکدیگر به این ازدواج رضایت نداد. دختر و پسر در امامزاده ای توسط یک روحانی به عقد ازدواج یکدیگر در آمدند. پس از چند بار ارتباط زناشویی حالا دختر متوجه شده که پسر اصلاً ویژگی های مورد نظر دختر را دارا نمی باشد پسر معتاد و بی کار است علاوه بر آن بسیار تندخوست دختر برای طلاق و گرفتن مهّریه به دادگاه مراجعه کرده ولی متوجه شده که اساساً ازدواج آن ها مشکل دارد.»

برای نکاح لازم است که دختر و پسر بالغ باشند و نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.[۴]

سن نکاح در قانون ازدواج در سال ۱۳۱۰ برای دختر ۱۳ سال تمام بود ولی با تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۵۳ برای دختر به ۱۸ سال و پسر ۲۰ سال افزایش یافت.[۵] این افزایش در سن ازدواج، مشکلاتی مانند عدم ثبت نکاح دختران کمتر از ۱۸ سال و زیاد شدن تعداد متقاضیان پرونده های اجازه ازدواج را در برداشت علاوه بر آن فاصله زیاد بین سن بلوغ جنسی و سن قانونی نکاح سبب گسترش روابط جنسی نامشروع می شد. پس از انقلاب، سن نکاح برای دختران ۹ سال تمام قمری و برای پسران ۱۵ سال تمام قمری قرار گرفت.[۶]

این سن پایین نیز به جهت مقتضیات و شرایط دختران ایران، با مخالفت هایی روبرو شد؛ تا اینکه با اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی[۷] حداقل سن برای ازدواج دختر ۱۳ سال تمام شمسی و برای پسر ۱۵ سال تمام شمسی اعلام شد.

البته باید توجه داشت که، اگر اختلافات و دعاوی حقوقی بین زوجینی که به ۱۸ سال نرسیده اند ولی به موجب ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ازدواج کرده اند مطرح شود، باید به همراه ولی قهری (پدر یا جد پدری) یا قیّم اقامه دعوی نمایند زیرا به موجب قانون راجع به رشد متعاملین (مصوب ۱۳۱۳)، سن اقامه دعوی و مراجعه به دفاتر اسناد رسمی و سایر مراجع دولتی ۱۸ سال تمام است.

عقل

«مرد مدعی است که پس از نامزدی متوجه شده مسائلی بوده که از او پنهان شده است. شنیده که زن مبتلا به بیماری هیستری است و حال با توجه به شیوع این خبر درباره زوجه می خواهد نکاح را فسخ کند، زوجه در دادگاه گفته است: در موقع موشک باران جنگ عراق با ایران، ناراحتی اعصاب پیدا کرده و چند ماه به پزشک مراجعه کرده و معالجه شده، دیگر ناراحتی ندارد. دادگاه جنون را محرز ندانسته و امکان فسخ نکاح را منتفی دانسته است.»

حلقه ازدواج

بیماری هایی مانند افسردگی شدید، صرع و هیستری در بین مردم با جنون مشتبه می شوند ولی هیچیک جنون نیست و موجب حق فسخ نکاح نمی شود.

زوجین باید دارای سلامت عقل باشند، ولی ازدواج سفیه (یعنی کسی که از نظر فهم و درک، قادر به اداره امور مالی خود نمی باشد) با اجازه ولی قهری (پدر یا جد پدری) یا قیّم (سرپرست قانونی) وی صحیح است.

حال اگر ازدواجی صورت گیرد و در زمان عقد، مرد یا زن دچار جنون بوده ولی طرف دیگر نمی دانسته در این صورت اگر دیوانگی «استقرار» داشته باشد خواه همیشگی باشد و خواه در فاصله زمانی مختلفی بروز کند همسر شخص مجنون حق به هم زدن ازدواج را دارد و در این مورد بین زن یا مرد فرقی نیست[۸]. امّا هر گاه زن و شوهر به هنگام ازدواج عاقل بوده ولی پس از عقد یکی از آن دو دیوانه شود؛ اگر شوهر دیوانه شود، زن می تواند تقاضای فسخ نکاح نماید[۹] در حالی که اگر زن دیوانه شود، مرد می تواند تقاضای طلاق نماید.

رضایت پدر یا جد پدری در ازدواج

«دوشیزه ای علیه پدرش دادخواست اجازه ازدواج داده و توضیح داده است: در نظر دارم با فردی ازدواج کنم که با ایمان، دارای شغل مناسب، درآمد کافی و حسن شهرت است. پدرم از مدت ها پیش مادرم را طلاق داده و مادرم با دیگری ازدواج کرده و برادر مادرم من را نگهداری و بزرگ کرده است و او به ازدواج من با این مرد راضی است ولی پدرم راضی نمی شود. دادگاه با توجه به توانایی مالی، سلامت جسمی و اخلاقی مرد و سن دختر که بالا بوده و امکان دارد دیگر خواستگار مناسبی برای او پیدا نشود پدر را به انجام مراسم مذهبی و رسمی نکاح محکوم نموده است.»

در نتیجه ازدواج، وصلت بین دو خانواده ایجاد می شود، یعنی فقط زوجین، منسوبین هم نمی شوند بلکه پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و بقیه نیز با یکدیگر پیوند می یابند و وجود هر نوع عدم تناسب و گرفتاری برای جوانان، در خانواده آنها نیز تأثیرگذار است. علاوه بر آنکه علاقه شدید پدر و مادر به فرزند سعادت او و نیز تجربه بیشتر آنها در زندگی، عامل مهمی است تا در انتخاب همسر با ارائه مشورت، مصلحت فرزند بهتر لحاظ گردد.

لذا اظهارنظر خانواده زن و مرد درباره ازدواج آن ها امری طبیعی و پسندیده است. در برخی از کشورها، اجازه پدر و مادر جنبه تشریفاتی دارد مگر اینکه زوجین از نظر قانونی به سن رشد نرسیده باشند که در این صورت اجازه پدر و یا پدر و مادر شرط نکاح خواهد بود. در ایران بر اساس قوانین ازدواج، پسر تا وقتی که صغیر باشد و دختری که برای اولین بار شوهر می کند نیاز به اجازه پدر یا جد پدری دارد.[۱۰] ولی در هر صورت دختر و پسر بالغی که ازدواج می کنند حتماً باید به این ازدواج رضایت داشته باشند هر چند متأسفانه در برخی از مناطق گاهی هنوز انتخاب اصلی توسط پدر یا مادر صورت می گیرد و به عقاید و نظر فرزندان توجهی نمی شود که این امر بر خلاف قانون و شرع است.

اظهار نظر اعضای خانواده هر گاه جنبه مشورت داشته باشد بسیار پسندیده است اما، اگر جنبه اجبار پیدا کند و آزادی انتخاب و تصمیم را از طرف اصلی بگیرد نادرست و ناپسند است. در روایت آمده است که شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت: «می خواهم با زنی ازدواج کنم و پدر و مادرم، زن دیگری را می خواهند برایم بگیرند.» امام (علیه السلام) فرمود: «با کسی که خودت می خواهی ازدواج کن و با آنکه پدر و مادرت می خواند ازدواج مکن.»[۱۱]

از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) نیز روایت شده است که آن حضرت نهی می فرمود از آنکه دختری را شوهر دهند قبل از آنکه نظر خود آن دختر را جویا شوند.[۱۲]

ازدواج موفق

حضرت علی (علیه السلام) نیز فرموده اند: «قبل از آنکه از دختر خود در مورد ازدواجش نظرخواهی کنید، او را به ازدواج کسی در نیاورید زیرا دختر نسبت به خودش آگاه تر است».[۱۳]

مطابق ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی نیز رضایت دختر و پسر در ازدواج لازم و ضروری است.

چنانچه ذکر شد؛ در مورد دوشیزگانی که به سن بلوغ رسیده اند اجازه پدر لازم است. هر گاه او بدون علت و دلیل از دادن اجازه مضایقه کند، دختر می تواند به دادگاه مراجعه کند. آن ها مشخصات کامل مردی را که می خواهد با او ازدواج کند و شرایط ازدواج و مهری که مورد توافق آن دو قرار گرفته به اطلاع پدر و یا پدربزرگ می رسانند و چنانچه پاسخی در کار نبود یا دلایل مخالفت به نظر دادگاه موجّه نبود دادگاه اجازه ازدواج را صادر می کند.[۱۴]

علت اصلی چنین راهکاری، بی حرمتی به بزرگان خانواده نیست، کاربرد بیشتر این مراجعه به دادگاه مواردی است که دسترسی به پدر یا جد پدری وجود ندارد مانند غیبت پدر یا حبس پدر و فقدان پدربزرگ. اما در موارد اختلاف نظر بین دختر و پدر، بهترین راه حل صبر و بردباری جوانان است که موجب فراهم شدن رضایت والدین و دعای خیر آنان خواهد بود و چنانچه زندگی زوجین در آینده با خطراتی مواجه شود این والدین هستند که از آن ها حمایت می کنند در حالی که اگر خانواده دو طرف، ازدواج بین دو جوان را نپذیرفته باشند، زندگی آنها در رویارویی با مشکلات، غیر قابل تحمل می شود. بنابراین در اختلاف نظر بین دخت و پدر، آخرین چاره، مراجعه به دادگاه است. و در آن جا نیز راه صلح و سازس و اخذ رضایت پدر، بهتر از حکم دادگاه است.

لازم به ذکر است لزوم رضایت پدر یا جد پدری در ازدواج دختران، فقط به دخترانی اختصاص دارد که قبلاً ازدواج نکرده اند ولی اگر یک بار ازدواج کرده و دوشیزه نباشند، دیگر الزامی برای اخذ رضایت از پدر یا جد پدری نیست. هر چند در این مورد نیز اصول اخلاقی اقتضا می کند با پدر و مادر مشورت کرده و رضایت آن ها نیز اخذ شود.

براساس یافته های اخیر در موضوع طلاق، مشخص شده که میانگین میزان گرایش به طلاق در بین آن دسته از زوجین بالاتر است که بدون کمک والدین و به تنهایی همسرشان را انتخاب کرده اند.[۱۵] بنابراین به هیچ وجه انکار خانواده برای تشکیل خانواده جدید قابل توصیه نیست و البته به خانواده ها نیز سفارش اکید می شود که به دلایل غیرمنطقی مانع ازدواج جوانان نشوند زیرا چه بسا دیگر فرصت ازدواج مناسب برای فرزند آن ها فراهم نگردد.

پی نوشت :

[۱] – ماده ۱۹۰ قانون مدنی.

[۲] – ماده ۲۱۱ قانون مدنی.

[۳] – غیربالغ کسی است که به سن بلوغ نکاح (مطابق قانون مدنی ایران این سن برای دختران ۱۳ سال تمام شمسی و برای پسران ۱۵ سال تمام شمسی می باشد) نرسیده است ولی غیر رشید یعنی کسی که قادر به اداره امور خود نیست یا عقل معاش ندارد در معنای عام، غیر رشید شامل مجنون و سفیه می شود.

[۴] – ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی.

[۵] – ماده ۲۳ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۳٫

[۶] – تبصره ۱ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی مصوب ۱۳۷۰٫

[۷] – اصلاحی مصوب ۲۷/۹/۱۳۷۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام.

[۸] – ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی.

[۹] – ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی.

[۱۰] – مواد ۱۰۴۱، ۱۰۴۲ قانون مدنی.

[۱۱] – علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵، حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۹۲٫

[۱۲] – محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص ۳۱۹٫

[۱۳] – همان، ص ۳۱۶٫

[۱۴] – ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی.

[۱۵] – ریاحی، محمد اسماعیل، علیوردی نیا، اکبر، بهرامی کاکاوند، سیاوش، تحلیل جامعه شناختی میزان گرایش به طلاق، مجله پژوهشی زنان، فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه تهران، دوره ۵ شماره ۳، زمستان ۱۳۸۶، ص ۱۲۵

: مرتبه
[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 20:43 ] [ hoghoughsabt ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.